عفو بين الملل :«ماشین کشتار قضایی و حکومتی در ایران همچنان می‌تازد.»

اعدام راه حل رژيم حاكم بر ايران براي مهار جامعه اي ناراضي و در حال انفجار است. جامعه اي كه مطالبات سياسي، اجتماعي  اقتصادي ، فرهنگي حقوقي و در يك كلام شهرونديش سي و هفت سال است توسط حكومتي استبدادي و قرون وسطايي  پايمال گرديده و از پاسخ گويي با ساده ترين مسئله در هر زمينه اي عاجز است. از اين رو هرچه نارضايتي اجتماعي بالا مي رود افزايش اعدام و سركوب هم بالا و  بالاتر مي رود. در اين رابطه سازمان "عفو بین‌الملل" امروز  پنج‌شنبه (۲۳ ژوئیه/۱ مرداد)  با انتشار گزارشی از افزایش اعدام در ایران انتقاد کرد. اينجا
عفو بين الملل در این گزارش اعلام کرد که دستگاه قضایی در ایران از ابتدای ژانویه ‌۲۰۱۵ تاکنون ۶۹۴ نفر را اعدام کرده است. عفو بین‌الملل این آمار را "بهت‌آور" توصیف کرد.
سعید بومدوحه، معاون برنامه‌ی خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل درباره‌ی این آمار گفت:«ماشین کشتار قضایی و حکومتی در ایران همچنان می‌تازد.»
بومدوحه تاکید کرد که اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تا پایان سال جاری در ایران بیش از هزار مورد اعدام رخ خواهد داد.
این سازمان مدافع حقوق بشر در گزارش خود تاکید کرد که حتی در ماه رمضان هم که براساس سنت اسلام اعدام در این ماه جایز نیست، مقامات ایران حکم اعدام دست‌کم ۴ زندانی را اجرا کردند.
"عفو بین‌الملل" در گزارش خود تاکید کرد که کسی به درستی نمی‌داند که چرا صدور و اجرای احکام اعدام در سال جاری افزایش و شتاب بیشتری گرفته است. کماکان بیشتر افرادی که اعدام شدند به دلیل جرایم مرتبط با مواد مخدر به مرگ محکوم شدند.
رژيم  ایران در گزارش جهانی سال ۲۰۱۴ سازمان "عفو بین‌الملل" نیز به عنوان "پیشتاز در اعدام" شناخته شد. این گزارش تاکید داشت که رژيم  ایران بیش از هر کشور دیگری در سال ۲۰۱۴ دست به اعدام زده است.
احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل در امور مربوط به حقوق بشر ایران نیز در گزارش سال گذشته‌ی خود اعلام کرد که مقامات ایران در سال ۲۰۱۴ دست به اعدام ۷۵۳ زندانی زدند. احمد شهید در گزارش خود تاکید کرد که وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره‌ حسن روحانی بدتر شده است.
اين سازمان همچنين در بيست و يكمين سالگرد تصويب كنوانسيون حقوق كودكان، به همراه ۹گروه حقوق بشری ديگر اطلاعیه ای صادر کردند. در این اطلاعیه با اشاره به ليست موارد نقض حقوق كودكان توسط رژيم ايران و محكوميتهاي پياپي اين رژيم آمده است: حكم مرگ همچنان براي دختران و پسران زير سن 18 سال به اتهام ارتكاب جرم، صادر و اجرا مي شود. 

شعار امروز معلمان آزاده ميهن در برابر مجلس رژيم مافيايي آخوندي : گرسنگي تا كي؟

در تجمع امروز معلمان آزاده و زحمتكش ايران در تهران و در مقابل مجلس رژيم مافيايي آخوندي  كه با فراخوان قبلي كانون صنفي معلمان از   استان‌های مختلف از جمله کردستان، کرمانشاه، همدان، اصفهان، گیلان، مازندران و مشهد براي بيان مطالبات برحق خود گرد آمده بودند و با دخالت نيروهاي امنيتي و دستگيري بيش از  200 معلم روبرو شد، بيش از هزار نفر شركت داشتند و خواستار  مطالبات بر حق خود از غارتگران دست رنجشان  شدند.
معلمان معترض شعار می‌دادند: نترسید نترسید ما همه باهم هستیم، معلم زندانی آزاد باید گردد، گرسنگی تاکی؟ و ما همه باهم برابریم.
شماري  از معلمان دستگیر شده از شهرهای کرمانشاه، ارومیه، مریوان، ساری، مهاباد و سنندج بودند. 
به گفته شاهدان عيني  رژیم دولت آخوند روحاني برای ایجاد فضای رعب و وحشت در مقابل مجلس از هلیکوپتر که بر فراز بهارستان در حال پرواز بود، استفاده می‌کرد.
با وجود این فضای امنیتی معلمان مقاوم میهنمان توانستند فریاد اعتراض خود را علیه حکومت آخوندی بلند کنند و خواستهای برحق خود را مطرح سازند.
رژیم زهر خورده آخوندی با بسیج گسترده امنیتی و موج دستگیریهای امروز در تهران نشان داد تا چه حد از اعتراضات و مطالبات برحق مردم در این شرایط وحشت دارد. محمد رضاخواه، عضو کانون صنفی معلمان  به خبرگزاري ايلنا  از دستگیری شماري از  معلمان در این تجمع خبر داده و همسر هاشم خواستار، یکی از بازداشت شدگان نیز گفت: “حدود دویست تن از معلمان بازداشت شده اند". همچنین سایت "حقوق معلم و کارگر" تعداد بازداشت شدگان را "بیش از صد معلم" ذکر کرده است.








اجتماع بیش از ۱۰۰۰ معلم به رغم تدابير شديد امنيتي در مقابل مجلس رژيم و دستگيري صدها معلم+عكس

گزارش هاي تازه از اجتماعي معلمين در مقابل مجلس رژيم در تهران  حاكي از  اجتماع بیش از 1000 تن از معلمان يه رغم تدابير شديد امنيتي ”اعدام و  اسيد” مي باشد  و تا كنون صدها تن از معلمان دستگير شده اند.  
بنابه اخبار تكميلي در ساعات اوليه امروز چهارشنبه 31 تير آنان که از استانهای مختلف کشور به تهران آمده بودند شعار میدادند: نترسید نترسید ما همه با هم هستیم .
اولین اکیپ، معلمان کرمانشاهی بودند. در ساعت 10 و 30دقیقه حدود هزار نفر در تقاطع بهارستان با خیابان موسوم به مجاهدین اسلام جمع شده بودند. نیروهای سرکوبگر رژیم مانع از رفتن آنها به مقابل مجلس می‌شدند.
صدها تن از نیروهای یگان ویژه و مأموران امنیتی و لباس‌شخصی در محل مستقر شده و به تهدید و دستگیری معلمان می‌پرداختند.
گزارشهای دریافتی حاکی از حضور چشمگير معلمان زن مي باشد و تا كنون بیش از صدتن از معلمان زن و مرد توسط نیروهای سركوبگر رژيم دستگیر شدند و به نقاط نامعلومی منتقل گردیدند.
تعدادی از دستگیر ‌شدگان از کرمانشاه هستند. اسامی سه تن از آنها از این قرار است: حسین امامی، امیرحسین امامی و محمدی.




گزارشي از آغاز اجتماع معلمان در ايران و دستگيري دهها معلم تا كنون

كانون صنفي معلمان اعلام كرد كه اجتماع معلمان سراسر کشور مقابل مجلس رژيم آخوندها درحال شکل گیری است. 
 امروز چهارشبنه 31تیر رأس ساعت اعلام شده قبلی یعنی 10صبح به وقت تهران، جمعی از معلمان به مقابل مجلس رژيم برای تجمع رسیدند و اولین اکیپ، معلمان کرمانشاهی بودند. 
از برخی معلمان هم که در پارک شهر در نزدیکی مجلس منتظر آغاز تجمع هستند خبر می رسد که نیروهای انتظامی از آنها خواسته اند که متفرق شوند .
وحشت رژیم از تجمع معلمان به آنچنان درجه ای رسیده است که بشدت مانع از فیلمبرداری می شود زيرا از پخش ویدئوها ي تجمع و حمايت مردم وحشت دارد.
بنابه اين گزارش  جمعیت زیادی  در مقابل مجلس رژيم حضوردارد و هر دقیقه به تعداد آنها اضافه می شود. 
ماموران رژیم از شب قبل توسط نیروهای بسیج آموزش و پرورش و حراست ادارات به معلمان عضو کانون صنفی در تهران تلفن زده و آنها را تهدید کرده اند که در تجمع 31 تیر شرکت نکنند ! اگر دستگیر شوند ، زندان و ... در انتظار آنها خواهد بود . 
در اطراف ایستگاه مترو ماموران زیادی را بسیج کرده اند تا شرکت کنندگان در تجمع را بترسانند ! 
اگر معلمان در تهران و شهرستانها می ترسیدند که شرکت نمی کردند !!!
حضور گسترده زنان در صف اول چشمگیر است و رنگ دیگری به این تجمع اعتراضی می بخشد .
تعداد قابل توجهی از معلمان در قسمتهای مختلف در اطراف مجلس هستند و تلاش می‌کنند از سد امنیتی گذشته و خود را به تجمع برسانند. 
گشت های سرکوبگر ارشاد و دختران معاویه به تهدید و دستگیری زنان معلم می‌پردازند. حداقل 5مورد بازداشت در محل رؤیت شده است.
گزارش يك هم وطن از تجمع امروز معلمين ودستگيري دهها معلم تا كنون 
الان ساعت 10 و ربع من در بهارستان، جلوی مجلس بودم تقریبا در هر سه قدم به قدم و ورود یهای مترو و خیابان های اطراف نیروهای گارد با باتوم و سپر و لباس شخصی ها ایستاده اند و از تجمع بیش از دونفر به شدت جلوگیری می شود. هر کس هم که موبایل از جیب خارج میکند و یا عکسی میگیرد سریعا بازداشت می شود. فضا کاملا امنیتی است .
در گزارشی دیگر از تجمع معلمین جلوی مجلس در تهران : تعدادی از معترضین و معلمین دستگیر و سریعا با ماشین های ون شیشه دودی منتقل شدند 
گزارش رسیده و حدود سی الی چهل نفر دستگیر شده اند.
پایداری رمز پیروزی است .

جزئياتي از دور زدن تحريمها توسط رژيم ايران و پرداخت پول به بنياد كلينتون

سايت دیلی بیست  اينجا   گزارشي از  تلاشهای رژیم ايران با كمك و واسطه  لابي خود در آمريكا براي  دور زدن تحریمها و خرید غیرقانونی هواپیماهای بوئینگ انتشار داده است.
در این گزارش کمکهای مالی رژیم ايران  به عوامل و لابی‌هایش در آمریکا از جمله پرداخت پول به مزدورانش در انجمن موسوم به نایاک و افرادی چون تریتا پارسی نیز افشا‌ شده است. دیلی بیست در گزارش خود خاطرنشان می‌کند که شرکت علاقه‌بند به بنیاد کلینتون نیز در راستای واسطه‌گری برای رژیم پول پرداخت کرده است.
بخش‌هایی از این گزارش:
دیلی بیست در گزارش خود می‌نویسد: شرکت هواپیمایی بالی متعلق به وحید علاقه بند که در لندن مستقر است و هم‌زمان تجارت مؤسسه گروه بالی را تسهیل می‌کند، تلاش کرد هواپیماهای بوئینگ 747 را به‌رغم ممنوعیت فروش، به (رژیم) ایران بفروشد. 
طبق بیانیه وزارت دادگستری (آمریکا)، یکی از دو فقره اتهام علیه شرکت هواپیمایی بالی، توطئه برای صدور 3 هواپیمای بوئینگ 747 از آمریکا به ایران بدون گرفتن جواز از دولت آمریکا است. سپس این شرکت از قرار تابعه شرکت هواپیمایی ارمنستان برای خریدن بوئینگ‌های 747 با تأمین مالی شرکت هواپیمایی ماهان استفاده کرده است. 
دیلی بیست در گزارش خود یک نمونه از تلاش رژیم برای تحت‌تاثیر قرار دادن سیاست مؤسسات و بنیادهای فکری در آمریکا برای ایجاد روابط بین رژیم و آمریکا با پرداخت پول را خاطرنشان می‌کند و می‌نویسد: 
در سال 2007 علاقه بند از طریق بنیاد پارسا ”PARSA “در آمریکا پیشنهاد پرداخت 900000دلار برای اداره سه ساله مؤسسه بروکینز کرد، در پروسه کشف موارد تهمت، ایمیلهایی به‌دست آمده است که نشان می‌دهد علاقه بند که به‌دنبال رساندن پول به مؤسسه بروکینگز بوده است، حداقل 50000دلار به بنیاد پارسا ”PARSA “داده بود تا از این طریق به مؤسسه مذکور منتقل شود. 
دیلی بیست به‌نقل از علاقه بند می‌نویسد که این پول در اختیار مارتین ایندیک، یک مقام سابق وزارت‌خارجه آمریکا و از مماشات‌گران و حامیان برقراری رابطه با آخوند خاتمی در دوران ریاست‌جمهوری وی و برخی که حامی ایجاد روابط با رژیم آخوندی در آنزمان قرار گرفته است. 
دیلی بیست یادآوری می‌کند که یک سال بعد، یک مطلب 34 صفحه‌ای منتشر می‌شود که توسط مرکز سابان، یعنی همان مرکز دریافت کننده پولهای عوامل رژیم، به‌عنوان ”مسیری برای همزیستی: یک سیاست جدید آمریکا بسوی ایران “تیتر بندی شده بود. 
به نوشته این منبع، دومین دریافت‌کننده بزرگ پارسا، انجمن نیاک، متشکل از مزدوران رژیم در آمریکا است که برای لغو تحریمهای آمریکا علیه رژیم ایران فعالیت می‌کند. «این انجمن به‌طور کلی مبلغ 591500 دلار از این بنیاد دریافت کرده است. برادر علاقه‌بند، حسن علاقه‌بند که او نیز مدیرعامل گروه بالی است، در یک کنفرانس سازمان‌یافته توسط بنیاد نیاک در ژوئن 2007 در تهران... در مورد شرکتهای غربی و تجارتشان در ایران صحبت کرد. 
دیلی بیست در گزارش خود خاطرنشان می‌کند که شرکت علاقه‌بند به بنیاد کلینتون نیز در راستای واسطه‌گری برای رژیم پول پرداخت کرده است.

توافق زهرآلود اتمی و ياد آوري حال زار خميني

از خلال تمام رجزخوانیهای خامنه ای علیه «استکبار جهانی» و پیروزی سیاست «نرمش قهرمانانه» این نکته به روشنی پیداست که نوشیدن زهر توافق اتمی، به رغم هر برکت و نعمت ادّعایی، ضربه یی کمرشکن به «اقتدار» ولی فقیه درمانده رژیم یعنی خود خامنه ای است و اثر فرتوت کنندۀ آن اندکی بعدتر خود را نشان خواهد داد.

سيدعلي خامنه اي, رئيس جمهور وقت رژیم, در نامه يي به پرز دو كوئيلار, دبيركل ملل متحد, بعد از يك سال كه خميني از پذيرش قطعنامه 598 ملل متّحد سرباز زده بود, اعلام كرد: جمهوري اسلامي ايران «...به منظور ياري كردن دبيركل سازمان ملل جهت استقرار امنيت بر اساس عدالت, قطعنامۀ 598 را به طور رسمي پذيرفته است...» (راديو رژيم, اخبار ساعت 14, 27تيرماه67).
روز 27تیرماه1394، خامنه ای در خطبه های مراسم روز عید فطر، بعد از چهار روز سکوت، سرانجام ناگزیرشد توافق زهرآلود اتمی را تأییدکند و برای توجیه دست برداشتن از ساختن بمب اتمی به نحو مسخره یی ادّعاکرد این توافق همان فتوای قدیمی او درمورد حرام بودن ساخت و استفاده از بمب اتم است.
از خلال تمام رجزخوانیهای خامنه ای علیه «استکبار جهانی» و پیروزی سیاست «نرمش قهرمانانه» این نکته به روشنی پیداست که نوشیدن زهر توافق اتمی، به رغم هر برکت و نعمت ادّعایی، ضربه یی کمرشکن به «اقتدار» ولی فقیه درمانده رژیم یعنی خود خامنه ای است و اثر فرتوت کنندۀ آن اندکی بعدتر خود را نشان خواهد داد.
در آغاز رياست جمهوري خاتمي و سپري شدن 9سال از پذیرش آتش بس توسط خمینی, نشريۀ «شَلمچه», ارگان «انصار حزب الله», يكي از سخنرانيهاي منتشرنشده عبدالله نوري, وزير كشور خاتمي, را چاپ كرد. نوري در اين سخنراني حال زار خميني را پس از نوشيدن جام زهر قطعنامه آتش بس بازگو مي كند. بخشهاي از اين سخنراني را در زير مي خوانيد:
«... هشت‌سال امام فرمودند: صلح بين اسلام و كفر معني ندارد؛ 8‌سال امام صدا زد "جنگ، جنگ تا پيروزي"، "جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم"؛ 8‌سال امام صدا زد "صدام بايد برود"؛ 8‌سال امام اين‌ جوري شعار دادند، امّا بعد امر داير شد بين اين‌كه اسلام (=نظام ولايت فقيه) بماند يا اين ‌كه شعار امام و به‌ اصطلاح پرستيژ امام بماند. شجاعت از اين بالاتر؟، آزمايش از اين بالاتر؟ امتحان خدايي از اين بالاتر؟ امام مي ‌توانست زير‌بار اين قطعنامه نرود و تا آخرين نفسش شعار خودش را بدهد، امّا بعدش بزرگترين گرفتاري را براي ما بگذارد.
...جنگ به يك نقطه حسّاسي رسيده بود كه ديگر كاربُردي نداشتيم. مضافاً‌ اين ‌كه اگر بعد از امام ما مي‌خواستيم صلح كنيم اين ادّعا را مي‌ كرديد كه تا امام بود جرأت نكرديد، حالا كه امام سر بر تُراب (=خاك) گذاشته شما شروع كرديد…
امام در يك نيمه‌شب قلم به‌ دست گرفت و آن جملات عجيب را نوشت و فرمود كه در اين 8‌سال هرچه شعار دادم پس مي‌گيرم، اگر آبرويي داشتم با خدا معامله كردم، و اين قطعنامه را پذيرفتن سخت بود برايم، تلخ بود برايم، اما كاسه زهر بود سركشيدم...»


نوري در ادامه سخنانش مي‌گويد:
«...ايشان در حسينيه همين ‌طور نشسته بود و بر اثر تألّمات روحي نمي‌توانست سخنراني بكند؛ همين‌طور نشسته بود با چشماني پر از اشك، خدا شاهد است عجيب دلم سوخت... بعد از قطعنامه ما به ‌هيچ‌وجه خندۀ امام را ديگر نديديم...
 يك پيرزني آن‌جا بود به ‌نام فاطمه, كه خدمتكار اتاق امام بود، ايشان آمد گفت حاج‌احمد‌آقا، آقا دارند گريه مي‌كنند. گفتم آقا؟ گفت بله. كسي گريۀ آقا را نديده بود. اجازه نمي‌داد كسي گريه ‌اش را ببيند، حالا چطوري فاطمه فهميده؟! من بلند شدم رفتم داخل اتاق ديدم آقا پشت به‌ در، رو ‌به‌ديوار، نشسته و شانه ‌هايش (از گريه) ‌تكان مي‌خورد، رفتم شروع كردم با طاقچه ور‌ رفتن كه آقا صندليش را برگردانَد و گريه نكند. ديدم نه توي حال خودش است. وقتي نشد رفتم علي كوچولو را كه خيلي دوست داشت بياورم.
علي كه آمد آقا صندلي را برگرداند، ولي باز هم گريه مي‌كرد… علي كه كارساز نشد كه امام آرام بگيرند چون خيلي براي والده احترام قائل بود، احمد حاج‌ خانم را آورد.
امام گفت احمد اين چه كارهايي است كه مي‌كني؟ دلم درد مي‌كند مي‌خواهم گريه كنم، اين‌كه راه علاجي جز اشك ندارد. تو يا مادرت را مي ‌آوري يا علي را مي ‌آوري، ديگر بعد‌از اينها چه كسي را مي‌خواهي بياوري؟ برو سراغ كارت, رهايم كن به‌حال خودم...»  نوري سپس به‌بيان خاطره‌ يي از‌ قول احمد خميني دربارۀ آشفتگي شديد پدرش در‌نتيجۀ عزل منتظري مي ‌پردازد و مي ‌گويد:
  «يك‌روز بعد‌از اين‌كه حكم استعفاي آقاي منتظري را امام امضا كرد، وارد اتاق شدم, ديدم نامۀ آقاي منتظري در دستش است، از زير عينك قطرات اشك آمده روي محاسنش و دارد گريه مي‌كند… سعي كردم جلو گريه‌ اش را بگيرم, گفت:
"احمد تعجب مي‌كني كه من دارم گريه مي‌كنم؟ احمد به‌خدا كمرم شكست، ديگر اصلاً دلم نمي‌خواهد كه زنده بمانم، دعا كن خدا مرگم را برساند، يك عمر فرياد زدم ولايت فقيه حالا خودم با دست خودم بايد قسمت اعظم اين ولايت فقيه را ذِبح كنم، قرباني كنم... به‌ خدا كمرم شكست...»


عبدالعلي معصومي 

تصاويري از تظاهرات دلواپسان توافق اتمي در اصفهان : دلواپس بوديم اكنون معترضيم

 فضای جشن و پیروزی‌نمایی رژیم در مورد زهرخوران هسته‌یی، يك روز هم  دوام نیاورد و اکنون آنچه حتی بر فضای تبلیغاتی رژیم حاکم است، بیشتر ابراز نگرانی و وحشت از پیامدهای توافق وین و به‌خصوص آینده‌ی کار است.  تظاهرات دلواپسان در اصفهان در جريان مراسم خاكسپاري شماري از پاسداران رژيم بيانگر تشديد تضادهاي دروني رژيم نه فقط در راس بلكه در نيروهاي پايين  در سطح جامعه مي باشد كه اندكي پس از زهر خوري خامنه اي در اصفهان شاهد آن هستيم. دلواپساني كه اكنون خود را معترض مي نامند.  تصاويري پر از طنز و طعنه  در فضاي مجازي توسط كاربران شبكه هاي اجتماعي كه گوياي موقعيت خامنه اي در ميان پاسداران و بسيجي هاي دلواپس پس از عقب نشيني از تمام خط قرمزهايي كه تا آخرين دقايق مذاكرات اتمي مي كشيد و بعد معلوم شد دروغ و شيادي بيش نبوده و براي  حفظ ظاهري و پوشالي موقعيت خود و فريب نيروهايش اين ترفند را به كار برده است بيان يك حقيقت به طرزي هشيارانه است. هشياري جامعه اي كه با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف و آسيب پذير رژيم در جستجوي فرصت براي تعرض وبه زير كشيدن تماميت آن است.  
خامنه‌ای در سخنان اخير خود در نمایش رژيم براي نماز عید فطر بعد از کلی به نعل و به میخ زدن، یکباره شروع به شاخ و شانه کشیدن کرد تا به خیال خودش با غبارآلود کردن فضا، روی شکاف ناشی از زهر را در نظام آخوندی تا جایی که می‌تواند بپوشاند. بعد هم بلافاصله در صحبتی که جمع کارگزاران رژیم و سفیران کشورهای اسلامی داشت، منظورش از این دود و دمها را روشن کرد. از جمله گفت: «از این قضایای هسته‌یی و غیرهسته‌یی اینها دو دستگی درست نشود، بالاخره یک کاری است دارد انجام می‌گیره مسئولانی دارد، دنبال می‌کنند… در مردم نباید دو دستگی به‌وجود بیاید دشمن این را می‌خواهد».
اما در بدنه رژيم هم كسي تره براي ولي فقيه خٌرد نكرد و يك رسانه رژيم  از تظاهرات دلواپسان نظام در اصفهان كه از باند ولي فقيه هستند با شعار ”خون شهيدان ما قابل اٌكسيد نيست” خبر داد. يك رسانه رژيم  در اين رابطه مي نويسد «به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اصفهان شرق طی مراسم تشییع پیکر پاک ۶ شهید در اصفهان، برخی از مردم حاضر در این مراسم خواستار شفاف سازی در خصوص مذاكرات هسته ای شدند.»
پس علت این همه دود و دم و قدرت‌نمایی پوشالی خامنه اي  معلوم شد. تظاهرات در اصفهان شكاف و چند  دستگي در رژيم را نشان ميدهد و وحشت از این‌که خشم متراکم مردم به‌ویژه جوانان از شکاف ناشی از خوردن زهر فوران کند و سیل
، فاسدترین و سیاه‌ترین دیکتاتوری معاصر را به زباله‌دان تاریخ پرتاب کند. خامنه‌ای که خودش در رأس این نظام به‌زانو درآمده است، بهتر از هر کسی می‌داند که چطور روی یک میدان مین ایستاده و به‌محض هر حرکتی انفجارها شروع می‌شود.
اما دیگر دوران مفتخوری برای آخوندها سپری شده و این تنها شروع عقب‌نشینی است. آتش زیرخاکستر اعتراضات اجتماعی و لشگر بیکاران و گرسنگان، که آخوند روحانی تا دیروز با وعده «رفع تحریمها» تلاش می‌کرد بر آن مهار بزند، الآن در کمین خشم جوانان و لشگرهای بیکاران و گرسنگان قرار گرفته است. نگاه کوتاهی به اخبار اعتراضات چند روز گذشته این واقعیت را روشن می‌کند. از جمله این اعتراضات تجمع اعتراضی در بوکان علیه جنایت اسیدپاشی مزدوران خامنه‌ای بود. شامگاه پنجشنبه 25تیرجمع بزرگی از جوانان و زنان بوکان با اعلام قبلی دست به تجمع اعتراضی زدند و با شعارهای «نه به خشونت علیه زنان» و «داعش این جا جای تو نیست» خشم خود را نسبت به عوامل رژیم ابراز کردند. کارگزاران رژیم از جمله فرماندار مزدور شهر، قبل از شروع تجمع، با احضار چند نفر به آنها نسبت به هر گونه تجمع اعتراضی هشدار داده و تهدید کرده بود که برخورد تندی خواهند داشت. اما زنان و جوانان بوکان بدون کمترین اعتنایی به این تهدیدها تجمع اعتراضی را درست در مقابل مقر همین کارگزار رژیم برپا کردند و علیه جنایت ایادی رژیم ابراز نفرت نمودند. کارگزاران رژیم در وحشت از گسترش دامنه این آتش، از آوردن نیروهای رسمی سرکوبگر به صحنه خودداری کردند و با وارد کردن مزدوران اطلاعاتی و لباس‌شخصی به‌صورت گله‌ای تلاش کردند که جمعیت را پراکنده کنند. اما موفق نشدند و این تجمع اعتراضی با اعلام خواستهای شرکت کنندگان پایان یافت.