مزدوري و مزدور پروري جزء ذات رژيم آخونديست - بخش دوم

خائن اهل غُش و دغلبازی است:
خائن، اسم فاعل خیانه یا خیانت است و خیانت در لغت مشتق از «خَوَن» به معنای مخالفت با حق و پیمان در پنهانی است. [مفردات راغب، ج۱، ص۱۶۳]
خائن اهل غُش و دغلبازی است و سقش را با مکر و حیله برداشته‌اند. امانت خود را انجام ندهد و به قول سعدی «وحشت آموزد و خیانت و ریو»
خائن به امانت یا اعتماد دیگران، وفادار نمی‌ماند. نقض عهد می‌کند و پیمان می‌شکند. بی‌وفا و نمک بحرام است.
اهل لغت خیانت را از جمله مخالفت با حق از طریق نقض عهد مخفیانه معنا کرده‌اند. ولتر خالی کردن خزانه، افشای اسرار، تحویل دوست به خصم یا افشای محل او به دشمن را به خائن نسبت می‌دهد.
از دید حکومتگران، خیانت فعل عمدی یک فرد یا گروهی است که منافع یک قدرت بیگانه را در زمان صلح یا جنگ به زیان میهن خویش تأمین، و امنیّت کشور و نظام حکومتی را به مخاطره اندازد و مهم‌ترین مصادیق آن همکاری با دولت خارجی و گِرا دادن به بیگانه است.
در مورد واقعه ۲۸ مرداد سال ۳۲، سلطنت طلبان به نیروهای ترقی‌خواه و به توده ای‌ها بطور خاص و حتی به دکتر محمد مصدق خائن می‌گویند. در این مورد بخصوص هم طرف‌های ذینفع به آن دیگری می‌گویند خیانت کرده‌است. تعبیر «شاه خائن» را در تظاهرات سال ۵۷ کم نشنیده‌ایم.
مخالفین حکومت هم پیش و بعد از انقلاب از دید کسانیکه شغل شریفشان بگیر و ببند بود، خائن بودند.
پیش از انقلاب سازمان‌های سیاسی به این یا آن مخالف که سر به نیست کردند لقب خائن می‌دادند. در زندان شاه شماری از زندانیان، کسانی را که مخالف خشونت علیه حکومت بودند، خائن قلمداد می‌کردند. 
در دادگاههای دهه سی در مسکو، بهترین فرزندان مردم (شوروی سابق) و کمونیستهای فداکار لقب خائن گرفتند و تیرباران شدند. 
در آمریکا در دوران «مک‌کارتی» McCarthy کمتر نویسنده و روشنفکری بود که متهم به کمونیست نشود و لقب خائن نگیرد.
 خیانت از صف خارج شدن و به سوی نامعلوم رفتن است :
واژه خائن خیلی جاها بی مورد و بامورد تکرار می‌شود مثلاً مترجمی گفته است ترجمه پاسدار زبان نیست، خائن به زبان است. Traditore Traduttore
در کتاب مقدس، یهودا، خائن معرفی شده که البته این موضوع محل نزاع است. توهین به مقدسات هم مترادف با خیانت محسوب شده‌است.
در قرآن، ماده خیانت و مشتقات آن در ۱۵ آیه آمده است که در تمامی این آیات همه اشکال خیانت (خیانت در فکر و عقیده، در فعل، در ابلاغ پیام، در احکام و خیانت اعضای بدن مثل چشم و... ) نکوهش شده‌است که به بحث ما مربوط نمی‌شود.
میلان کوندرا، در کتاب «هنر رمان» می‌گوید: «خیانت از صف خارج شدن و به سوی نامعلوم رفتن است.»
قاعدتاً واژه هایی چون خائن و خیانت باید در مورد کسانی به کار ‌رود که به‌هرحال به اصولی که نقض کرده‌اند روز و روزگاری پایبند بودند. داستان عمله ستم و افراد بی‌وجود و بی‌اصول اساساً جداست.
 محمود نيشابوري

افاضات يك پاركابي

برخي نوشته ها ضمن اينكه روشنگري و روشن بيني در آن موج مي زند و به بياني ساده و همه كس فهم جان كلام را به خواننده منتقل مي كند، حاوي طعم خاصي نيز مي باشد كه اين نوشته داراست. 
(این همان پارکابی است که من سر یک موضوع حقوقی او را پارکابی اول خوانده بودم که مربوط به پرونده یک خانم محترم و خیر اروپایی بود.)
خیلی از ما داستان آن ملا دریک ده دور افتاده را که میخواست در مقابل یک عده روستایی بی سواد بیچاره، یک معلم اعزامی از وزارت فرهنگ را بور کرده و او را اخراج کند را خوب بخاطر داریم. او که مدتهای مدید بعنوان معلم ده چرت و پرت و جهالت به مردم می آموخت، وقتی ورود معلم با سواد به ده را شنید دریک دجال بازی تاریخی و سمبولیک، معلم را به چالش کشید و از او خواست که روی تابلو بنویسد مار. وقتی معلم کلمه مار را نوشت، ملا یک شکل مار کشید و به روستاییان بیسواد رو کرد و گفت: ای مردم بگویید کدام از این دو نوشته معنی اش مار است... و بقیه قضایا
خانم مریم رجوی، در یک اجلاس برای مهمانان مسلمان از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، اعلام کرده است که اسلام مجاهدین اسلام دمکراتیک است یعنی اینکه در ایدئولوژی مجاهدین یک مسلمان مجاهد معتقد به دمکراسی و جدایی دین از دولت است. چیزی که در تمامی تاریخ مجاهدین از زندانهای شاه تا عصر منحوس جمهوری اسلامی فاشیسم خمینی آنرا ثابت کرده است. مجاهد خلق در زندانها شاه سایه خدا، متحد تاریخی درکنار نیروهای ملی و لائیک و سکولار و حتی با میم لام های بی خدا و بی دین بودند. داستان نجس دانستن آنها توسط سران فتنه بزرگ تاریخ معاصر بنام ولایت فقیه (واخوی اش داعش) در زندانها، زبان زد خواص و عام است. آنها در زندنها به آخوندهای در بند به صراحت بشارت دادند که جنگ آینده ما با شما مرتجعین و حکومت مذهبی خواهان است...
در تاریخ جنبش "لیبر پانسه" و "لائیسیته" و سکولاریسم، بسیاری مذهبی ها و سران جنبش های انقلابی در امریکا و اروپا میگفتند که مسیحیت باید رفورم پیدا کند و به دمکراسی گردن گذارد. جملاتی شبیه مسیحیت دمکراتیک را مرتب تکرار میکردند. پدران بینانگذار استقلال و دمکراسی آمریکا که خود اعتقاد مذهبی داشتند، میگفتند که یک مسیحی باید بداند که دین مسیح با دمکراسی و جدایی دین از دولت تضادی ندارد. یک مسیحی باید به حکومت قانون عرفی تدوین و تصویب شده در مجلس ملی گردن نهد... آنها تفسیری مانند مجاهدین از دین مسیحی میکردند و میگفتند که در انجیل یک سری آیات متعلق به گذشته است ولی تفسیر اصول دین مسیح، مفهومی علیه دمکراسی و سکولاریسم نیست. معروف است که توماس جفرسن، پدر دمکراسی و حقوق اساسی آمریکا، خود انجیل را طوری تفسیر و معنی میکرد که چیزی شبیه محکمات و متشابهات مجاهدین از آن در می آمد؛ یعنی در تکامل مسیحیت باید اصول قدیمی را متکامل کرد و به محکمات در باره آزادی و دمکراسی و جدایی دین از دولت تفسیر کرد. میگفتند که تفسیر او از دین مسیحیت "انجیل توماس جفرسن" نام داشت (Bible of Thomas Jeffersen). او عینا کاری میکرد که مولانا رومی گفت و مجاهدین بنیانگذار گفتند:
 "ما ز قرآن مغز را برداشتیم پوست را بهر خران بگذاشتیم".
القصه این تکامل امروز بجایی رسیده است که مثلا حزب بزرگ و حاکم آلمان اسم خود را دمکرات مسیحی گذاشته است و یا حزب خلق مسیحی نروژ وو؛ یعنی اینکه مسیحیت ما دمکراتیک و لائیک و سکولار و طرفدار جدائی دین از دولت است.
در دمکراسی ها احزاب مختلف با ایدئولوژی های متفاوت خود در انتخابات نظامهای دمکراتیک و سکولار شرکت میکنند. اگر در انتخابات سراسری دوره ای برنده شدند چهار سال کابینه یعنی قوه مجریه را در دست دارند و با اکثریتی مطلق و یا نسبی که بدست می آورند در مجلس ملی لائیک قانون عرفی میگذارند. البته هر حزبی منبع الهام و ایدئولوژی خود را از ایده ها و اعتقادات خود میگیرد. یکی از سوسیالیسم، این یکی از لیبرالیسم، آن دیگری از کنسرواتیسم حزبی دیگر از ایده و مبارزه برای محیط زیست، آن یکی از ناسیونالیسم و بالاخره یکی هم از تعلیمات اخلاقی مسیحیت یا اسلام و یا هندوئیسم. مثل حزب جاناتای هند که اکنون قوه مجریه و اکثریت پارلمان رادارد...
آیا اگر توماس جفرسن گفت مسیحیت دمکراتیک (یعنی طرفدار دمکراسی) یا گاندی گفت که هندوئیسم دمکراتیک است یعنی تضادی با دمکراسی و سکولاریسم ندارد و یا حنیف نژاد و مسعود و مریم رجوی گفتند که اسلام دمکراتیک (یعنی اینکه دین آنها تضادی با دمکراسی و سکولاریسم ندارد) معنای آن این است که آنها همه میخواستند نظام دینی و ولایت مطلقه مسیحی و یا هندو و یا اسلامی درست کنند؟! یا اینکه میگویند در تفسیر و اعتقاد مذهبی ما دین ما با دمکراسی تضادی ندارد و بهتری سیستم سیستمی است که بر اساس جدایی دین از دولت باشد؛ اما یک حزب میتواند بر اساس اعتقادات خود و اصول اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مورد الهام خود، تشکیل گردد و بطور مساوی در یک انتخابات نظام سکولار و دمکراتیک شرکت کند...اسمی هم بر اساس منبع ایدئولوژیکی حزبش برخود بگذار. حزب سوسیالیسم، حزب کارگر، حزب سبزها، حزب لیبرال، حزب محافظه کار و یا حزب دمکرات مسیحی (آلمان و سوئد و بسیاری کشورهای دیگر) و یا حزب خلق مسیحی نروژ که یکبار هشت سال دولت را در دست داشت...
یک مثل" شیر" فهم تر. فرض کنید که در جنبش مقاومت مردم آلمان علیه نازیسم، چندین گروه و حزب در یک ائتلاف بنام شورای ملی مقاومت آلمان تنها فعال جدی در صحنه جنگ و مبارزه و فدا بودند. در اساسنامه این شورای آلمانی، بعد از سقوط ولی امر نازی های جهان- برادر آدولف هیتلر- قرار باشد که تا تشکیل اولین مجلس موسسان قانون اساسی در یک کابینه بنام دولت موقت حزب دمکرات مسیحی و در راس آن خانم مرکل موقتا اداره ششماه امور را بنام "دولت موقت دمکرات مسیحی" در دست داشته باشد... همین الان هم میگویند دولت دمکرات مسیحی خانم آنجلا مرکل...
من فکر میکنم از این شیر فهم تر نمیشود جواب این قبیل کنشگران قلابی را داد که ده ها سال است که پناهنده شده و بر روی خاک غرب و در دمکراسی ها زندگی میکنند اما به جد قسم حضرت عباس خوران که فقط مجاهدین و شورا را بکوبند، فلان می آیند و فلان از این دنیا میروند.
و نکته پایانی اینکه تمامی اساسنامه شورای ملی مقاومت تا بن استخوان سکولار و براساس جدایی مطلق دین از دولت است. حتی یک مصوبه کامل و جامع در باره جدایی دین از دولت تصویب شده است که جای هیچگونه تردیدی نگذاشته است. بطور خلاصه و همه فهم: طبق این اساسنامه سراپا لائیک و سکولار، پس از سرنگونی حکومت اسلامی و نظام شیعه- داعشی تا برقراری اولین مجلس موسسان و تصمیم ملت ایران درباره نوع و محتوای قانون اساسی خود، یک کابینه موقت برای شش ماه امور را برای آماده سازی این انتخابات مجلس موسسان قانون اساسی ملی مردم ایران آماده میکند. این دولت شش ماهه موقت را آقای مسعود رجوی- که خود مجاهد است- در آن دوره بسیار کوتاه در دست دارد که البته وزرای خود را از بین همه گرایش ها و احزاب مختلف ومتفاوت که در شورا هم نماینده دارند (مسولین کمیسیون های اجرایی فعلی شورا) انتخاب میکند. عمر این کابینه تنها شش ماه است و بعد با اولین انتخابات مجلس موسسان، هم شورای ملی مقاومت و هم کابینه (دولت موقت) منحل میشود و هرکس میرود دنبال حزب و گروه و ایدئولوژی خودش برای شرکت در اولین انتخابات سراسری کشور. (باز رجوع شود به اساسنامه شورا و مصوبات آن).
پس بدین سان شکل مار کشان خوب بدانند که آن کابینه شش ماهه که رهبری مجاهدین نخست وزیر موقت ان است، برای تاکید براینکه حزب و سازمان مجاهدین کاملا با تفسیر مترقی از اسلام، حامی جدی و پشتیبان وبالاترین پرداخت کننده برای جدایی دین از دولت بوده اند، بطور سمبولیک تنها تیترش "دولت موقت جمهوری دمکرایتک اسلامی" درکابینه آن شش ماه دوره گذار است؛ یعنی مانند دمکراتیک مسیحی آلمان و دیگران نام دین خود را برآن دارد. تا به جهانیان ثابت کند که من مسیحی آلمانی هستم اما دین من با دمکراسی و جدایی دین از دولت تضاد ندارد. من عضو حزب جاناتای هند هستم اما دین هندوی من با دمکراسی و جدایی دین از دولت در تقابل نیست و من مجاهد مسلمان هستم اما میخواهم بنام حزب وگروه و ایدئولوژی دینی خودم برای استقرار دمکراسی و جدایی دین از دولت- طبق اساسنامه روشن و بدون درز شورای ملی مقاومت – تمام هستی و جان و مال و خانواده خود را سر دست بگذارم که گذاشتم. آری دیدیم که هیچکس در تاریخ ایران و حتی در جهان به اندازه این مجاهد مسلمان، هستی و جان ومال خود را برای یک دمکراسی سکولار و جدایی دین از دولت (دولت را من یکبار بخوبی توضیح داده ام یعنی نظام و شخصیت تشکیلاتی یک ملت)، کف دست نگذاشته است. در کیچن های کشورهای دمکرات پناهنده شدن و اطراق کردن و لاف در غریبی زدن مقوله دیگری است... تازه اینان سیر تکامل و تحول دمکراسی های همین کشورها میزبان خود را به اندازه درست کردن یک املت سیب زمینی در کیچن هایشان نمیدانند...
باری و باری هموطنان عزیزم! هروقتی در این دهکده بزرگ جهانی، ملایی کراواتی را دیدید که با آن منطق منحط و جاهل مآبانه، سعی درتخطئه این واقعیات تاریخی دارد، حتی سر سوزنی نمیداند معنی و مفهوم سکولاریسم چیست و جدایی دین از دولت (چون اصلا بدبخت مفهموم دولت و فرق آن با حکومت وکابینه را نمی فهمد)، ابتدا تمام اساسنامه و مصوبات شورای ملی مقاومت – که مجاهدین ستون فقرات تاریخی و سیاسی و مبارزاتی آن هستند- را خوب و با دقت بخوانید تا این کنشگران و نویسنده های قلابی، ملای ده وار، با شما مانند روستایی های آن ده اصیل و منزوی رفتار نکنند.
آری، بعد از خواندن تمامی مصوبات و بند بند مواد این ائتلاف تاریخی نیروهای مختلف در بینش فلسفی و سیاسی، ومروزی جدی بر تاریخ پیدایش جنبش مجاهدین خلق -جوانان مصدقی و لائیک- و تاریخ مبارزات آنان در عصر شاه وشیخ (هردو ظل الله!!)، لعنت تاریخ بفرستید به این سنخ شارلاتانهایی که میخواهند شما را، مانند آن ملا، با پیش فرض افراد ناآگاه و بی سواد، مجبور به اخراج معلم با سواد از ده کنند؛ و بعد بدنبالش بدبین و بجای مبارزه و تلاش برای آزادی کشورشان، در این تشکیلات و تنها تشکیلات گسترده و جدی، ببرانند و پاسیو و واداده و مانند خودشان پشیمان ازسراسر عمر گذشته، افسرده و کیچن نشین کنند.
پایان هفته چهارم ژوئیه 2015

پرويز خزائي

مزدوري، مزدور پروري جزء ذات رژيم آخونديست - بخش يكم

من از بي قدري خار لب بام دانستم
كه نا كس كس نمي گردد از آن بالا نشستن ها
«کسي که به خودش دروغ مي گويد و به دروغ خودش گوش مي‌دهد، به چنان بن بستي مي‌رسد که حقيقت درون يا پيرامونش را تميز نمي‌دهد، و اينست که احترام به خود و ديگران را از دست مي‌دهد. و با نداشتن احترام دست از محبت مي‌کشد، و براي مشغول کردن و پرت کردن حواسش از بي محبتي به شهوات و لذات خشن راه مي‌دهد و در رذالت هاي خويش در بهيميّت فرو مي‌رود، و همه‌اش هم از دروغ‌زني مداوم به ديگران و به خويشتن»
 از صفحة 68 رمان «برادران کارامازوف» اثر معروف «فئودور داستايفسکي» داستان نويس بزرگ روسي؛ ترجمة صالح حسيني، ويرايش 2، انتشارات ناهيد، 
این بحث در مورد خائن و خیانت ومزدور است.  كه چگونه ارتزاق و نشو و نما مي كنند و در پروسه خيانت  رنگ عوض كرده و ماهيت انسانيشان  روز بروز از بين مي رود و دست به هر كار ناشايستي ميزند. در يك كلمه خيانت و مزدوري شغل اصليشان مي شود و از قبل آن زندگي مي كنند و در اميال شيطانيش غرق مي شوند.
اين موضوع را طي چند مطلب و نوبت( 6 نوبت) بررسي مي كنيم تا همه چيز سر جايش قرار گيرد، شأ ن و مقام انقلابي و آزاديخواه معلوم و بدور از  تبليغات رژيم آخوندي و همپالگيهاي نا پاك و مزدورش مشخص شود، صفها بهتر بارز شود، صف خلق و ضد خلق كه فاصله هفت درياي خون بين آنها ست هر چه بارز تر و پر رنگ تر مشخص شود.
بخش يكم: 
تأملي بر واقعيتها:
ضرورت طرح این موضوع از جمله به این خاطر است که برچسب و افترا مثل نقل و نبات می‌بارد. و این وسط، قاتلان و دجالان كارشان را مي كنند و افراد انقلابي  و آزاديخواه را لجن پراكني كرده و هزاران اتهام واهي، دروغ و ناسزا را به آنها نسبت مي دهند.
 دنيا بر عكس شده اصولاً  در رژيم ضد بشري آخوندي براي فرار از واقعيت، هميشه كساني كه در راه مبارزه گام بر مي دارند و همه چيزشان را فداي كشورشان مي كنند خائن  مي 
گويند، در اين بحث مي خواهيم اين موضوع را كمي باز كنيم تا اين  دژخيمان از   اين برچسبها كه حقشان هست فرار نكنند.
 در تاريخ ايران هيج كس به اندازه خميني و همپالگيهايش ا ز اسامي ، واژه ها و ارزشها، سوء استفاده نكرده است همه چيز را قلب و واژگونه جلوه داده است ،مجاهد را منافق، شكنجه گر خودش را دلسوز و انقلابي و ... تبليغ مي كند،  لاجوري ملعون را انقلابي، خميني دجال را بزرگترين انقلابي و... 
راهي ندارد اين ها سوخت رساني و حيات موقت رژيم را تامين مي كند. خاتمي شياد دژخيمان و پاسداران را دلسور ترين، مسئولترين ، انقلابي ترين نفرات معرفي كرد  و آخوند رئيس جمهور ارتجاع پا سداران را «  محبوب دلها»  خواند.
معلوم است در اين فرهنگ كثيف و   ناپاك همه پلشتيهاي آخوندي، طيب و طاهر  و آنچه كه از آن انسانهاي شريف و آزاديخواه هست نا درست و اشتباه است، لذا واژه هايي مثل منافق، آمريكايي، اسرائيلي، اجنبي، ياغي، باغي و... زيبنده خودشان آنهاست  را نثاز ديگران مي‌كنند . و در اين شرايط هست كه مزدور پروري رشد شتاباني  در اين گونه رژيم هاي ضد بشري ميكند. تن پروري و انگل وار زندگي كردن از  ثمرات بارز اين رژيم مزدور و خائن است.
مبارزه علم است. علمي كه فقط يك بحث تئوري و اندوختن معلومات روشنفكري، از شرايط اجتماعي و اقتصادي يك كشور نيست. بلكه پرداختن بها و بذل مال و جان در اين مسير را طلب ميكند. بهخصوص مبارزه عليه جباري مثل رژيم ضدبشري آخوندي كه با پوش اسلام عزيز! و ايدئولوژي مرگ نهتنها از ابتدا درصدد سركوب و حذف مخالفينش در ايران بود، بلكه سلطه كثيفش را در كشورهاي منطقه بهخصوص عراق، سوريه ، يمن و... هرچه بيشتر گستراند. 
رژيمي كه براي فرار از واقعيتها و تضادهاي لاينحل اجتماعي، اقتصادي، سركوب و اعدام را از روز اول، پيشه خود كرده است. به يُمن پاكبازي، ايثار و فداي حداكثر و رهبري  مسعود و تلاشهاي بي وقفه مجاهدين، هزاران بار توطئههاي رژيم ضد ايراني آخوندي خنثي گرديد. مسعود كسي بود كه با افشاي چهره پليد خميني، كه در ماه بهدنبالش بودند، به چاه و لجنزارخفت و خواري افكند، و بهعنوان بزرگترين ديكتاتوري قرن در تاريخ مردم ايران ثبت كرد. مسعود كسي است، كه هزاران ميليشيا و مجاهد با نام و ياد او بر چوبههاي اعدام بوسه آزادي زدند و بيش از 120هزار از رشيد ترين فرزندان ايرانزمين پيمان همراهي با اين مقاومت سترگ بستند، و سرفرازانه به عهد خود با خدا و خلق وفا كردند. 
 بدون شك رژيم هماوردي غير از  مجاهدين ندارد، بنحويي به خيال واهي خودش با مزدورانش مي خواهد  حركت انقلاب! را كند كند. مگر مي شود  عكس تكامل حركت كرد.
محمود نيشابوري

نامه اعتراضي زنداني سياسي سعيد ماسوري به بي بي سي فارسي و اعتراض به تبليغ شكنجه!

شوراي محترم حقوق بشر 
احتراما اينجانب سعيد ماسوري ،زنداني سياسي محکوم به حبس ابد که بيش از 15 سال است ، تحمل حبس ميکنم ، هيچگاه تا بدين حد از نظر روحي متأثر نشده بودم ، که بعد از سالها زندان و سلول انفرادي و شکنجه و ... حال ... ميشنوم، که گويا ( تلويزيون بي بي سي ) بين " شلاق بدستان " و " شکنجه گران " با کساني که براي حق، عدالت، کرامت انساني، آزادي و حقوق اوليه مردمشان زير شلاق و شکنجۀ شکنجه گران قرار داشته اند، هيچ تفاوتي وجود ندارد...!!! گويا شکنجه گر و شکنجه شده به يک ميزان صاحب حق هستند ...!!! روح حاکم بر اعلاميه جهاني حقوق بشر، کنوانسيون منع شکنجه و شوراي حقوق بشرسازمان ملل در حراست از کرامت انساني و پاسداري از آزادي و حقوق انساني بود، تا نقض حقوق بشر را منع و ناقضان آن را به مؤاخذه گرفته و برتعداد مدافعان و معيارهاي حقوق بشري بيفزايد و از آنها حمايت کند.....!!! حال چگونه است که گويا در برنامه اي به نام " پرگار " در تلويزيون بي بي سي با آوردن يک شکنجه گر، که حتي ازشکنجه هاي خود بر متهمان به افتخار ياد کرده ، شوراي حقوق بشر هم هيچ واکنشي نشان نداده است ؟؟؟ مگر نه اين است که حتي اگر، مدرکي عليه او بعنوان مباشرو معانت در شکنجه و ... در دست نيست ( هر چند خودش اقرار کرده و به آنها افتخار هم کرده ) ، آيا اين کاربوضوح مذموم اخلاقي نيست ؟ و آيا اين وظيفه دولتها نيست که از ترويج فرهنگ شکنجه و آزار و تخفيف کرامت انساني جلو گيري کنند ؟؟؟ راستي چنين برنامه هايي قبل از آنکه" به اصطلاح دموکراسي " ناميده شود ، چراغ سبز و ترغيب بيشتر بازجوها و شکنجه گران براي آزار و شکنجه امثال ما ، که کماکان در زندان هستيم ، نيست ؟؟؟ و اين برنامه ها شکنجه گران را نسبت به آينده خود و بکار گرفتن شکنجه و آزارهاي بيشتر، عليه ما زندانيان ايمن تر و خاطرجمع تر نميکند...!؟ که حتي عذاب وجدان هم نداشته باشند و بدون هيچ دغدغه اي بزنند و بکشند ، چون کانلهايي مثل بي بي سي آنها را سوژه شوهاي تلويزيوني خود ميکنند تا شکنجه انسانها را بعنوان خاطره بگويند ... ضمن اعتراض وابراز انزجار از چنين برنامه هاي ضد اخلاقي و غير انساني ، از شوراي حقوق بشر ، خواستار رسيدگي به اين موضوع هستم !! اگر چه به عقيده من ، نه تنها" شکنجه گر ميهمان " که تک تک نفرات شرکت کننده در آن برنامه ، نقش غير انساني خود در ترويج "شکنجه " و سفيد کاري و " آبرو دهي " به همه شکنجه گران قديم و جديد را فعالانه ايفا کرده اند ..... ومرز بين انسانيت و اخلاق غير انساني را بکلي مخدوش کرده اند!! 
به اميد بر چيده شدن شکنجه و طلوع آزادي و حقوق بشر 

سعيد ماسوري 
زندان رجايي شهر/ مرداد 1394 
رونوشت : به گزارشگر ويژه حقوق بشر، احمد شهيد

دربرزخ، شهرهاي خميني زده

حسن آقاسلام
چطوري،مراكه مي‌شناسي! 
حسن :آره، هفته قبل آمديد بامن صحبت كرديد،مشغول كاربودم وحالا ازمن چه ميخواهي ،ميداني هم بايد جنس بفروشم وهم بايد مشقهايم رابنويسم.هواهم داره تاريك ميشه ،بايستي عجله كنم وگرنه ...
-چرااين همه عجله مگربرق نداريد!
حسن:نه بابا ،آخه من وبابام وخواهرم درقبرستان زندگي مي‌كنيم،يك تير برق كم نوري نزديك ديوارقبرستانه كه كورسو نوري داخل قبرستان مياد... اما بايستي سرشب بخوابم تا زود بيدارشم، بيام خيابان جنس بفروشم وبروم مدرسه.
-ميخواهي بزرگ شدي چكاره شي ؟
حسن: من بايستي دكترشم ،مادرم مريض است وپدرم مشكل پا دارد، آخرپولي نداريم، فقير و نداريم آقا! 
-چند روزه غذاي درست وحسابي نخوردي.
حسن:خيلي وقت آقا،غذاي من هميشه يك جوره ،نان وكمي پنيرخيلي وقتا هم سير نميشم،عادت كرده ام.
پدرم گاري داشت كه ماشيني زد وخردش كرد و راننده فرار كرد  و پول خسارت نداد،حالا بابام ميخواهد بده جوشكاري وتعميرشه، كه پول ندارد.
خواهرم چند روزه گريه ميكنه وميگه ساندويچ مي‌خام ،نميدونم چكاركنم من قول دادم فردا برايش هرطور شده بخرم، تا به حال مزه ساندويج رانچشيده !، راستش رابخواهي من هم فقط يكي ودوباره نصفه هاي ساندويج ها راازسطل زباله برداشتم وخوردم.
-حسن آقازنده باشي حالا اگر دكتر شدي ماراتحويل مي‌گيري .
حسن:آري همه رو كمك ميكنم، به همه فقرا مجاني دوا ميدم ومعاينه ميكنم وميخوام متخصص بچه ها بشم، پدرومادرم رامعالجه ميكنم وشماهم اگر آمديد به مطب من، پول نمي گيرم، آدم خوبي هستيد وحرفها مراگوش كرديد.
حسن:حالا  ديرشده است بايستي به خانه برم، مادروپدرم منتظرند.خداحافظ

محمود نيشابوري

دريا طوفان كرده شلاقش بزنيد!

 خشايار شا كه  در تاخت و تاز و كشور گشايي و تجاوزات به كشور هاي همجوارش شهر ه بود، هميشه در فكر فتح يونان و سرزمينهاي اطراف آن بودكه، آنچه نيا كانش از دست داده اند را دو باره پس بگيرد. خلاصه با همه تجهيزات و قشون  براه افتادو نزديك ساحل براي استراحت چادر زدند. شبانه دريا طعيان كرد همه ترسيده بودند، خشايارشار فرمان داد: دريا را شلاق بزنيد!
 شلاقهاي بزرگي درست شد و تا صبح بر سطح آب شلاق زدند  تا  همه مشكلات حل شد!، خشايار شاه طوري وانمود مي كرد كه ترس از شلاقهاي او باعث عقب نشيني دريا شده است و گر نه...

داستان بي بي سي بر عكس اين داستان با هزار دروغ و حيله با كمك مزدوران شاه و شيخ بر پيكر مقاومت به خون سرشته بي مهابا شلاق مي زنند، نه تنها برايشان زشت نيست بلكه آنرا ترويج مي دهند، پيوند شاه و شيخ و بي بي سي  با آن كار نامه سراسر سياه نشان دهنده ايستادن روبروي مردم ايران و درست كردن وجهه! براي آخوندها ست. اين آخوند هاي شرزه آنقدر جنايت و خيانت كردند كه حتي در اوايل انقلاب ساواكيها براي حقوقشان 

تظاهرات مي كردند ، حالا شكنجه گر ، بريده مزدور و فرصت طلبان گرد هم مي آيند و داستانسرايي مي كنند.
 بي حكمت نيست الان كه همه مماشات گران در رفتن به ايران براي قرار داد با رژيم سبقت مي گيرند، بي بي سي هم بايد چنين كاري را بكند، دستان خونين رژيم را پاك كند و هر طور شده مقاومت را مورد حمله قرار داده كه گويا در ايران همه با رژيم هستند!
 پليد جفت پليد است -پاك جفت پاك


محمود نيشابوري

كاربران وب سایت «بالاترین» خواهان یك بررسی و حسابرسی از فعالیت های مدیریت این سایت می باشند

وب سایت فارسی «بالاترین»     اينجا  یك رسانه جمعی فارسی است كه در خارج از ایران و  در آمریكا فعالیت می كند.
مدیر این وب سایت مهدی یحیی نژاد می باشد. سیستم اداره این وب سایت بیشتر كامپیوتری است اما توسط تعدادی ادمین با عنوان «بالایار» اداره و كنترل میشود.
طبق قوانین اينجا  اعلام شده این سایت  هر كسی كه دارای خط اینترنت و یك آپی باشد می تواند با باز كردن یك ایمیل و دریافت دعوتنامه از سایر كاربران عضو در این وب سایت حساب كاربری باز كرده و عضو شود و پست های مورد علاقه خود را انتشار دهد.
به دلیل این ویژگی و به دلیل كنترل شدید اینترنت در ایران و خطراتی كه برای ایرانیان  در مراجعه مستقیم به بسیاری وب سایت های دیگر می باشد و مطالب متنوعی كه كاربران در این سایت برای علاقه مندان منتشر می كنند، این سایت مكانی برای دسترسی به اخبار و اطلاعات در زمینه های سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی، هنری، علمی و ورزشی می باشد.
فعالیت كاربران این سایت اصلی ترین عامل اجتماعی شدن و معتبر شدن این سایت بوده و در حقیقت این رسانه ارزش و اعتبار خود را از فعالیت ها و زحمات كاربرانی می گیرد كه در سراسر دنیا پراكنده می باشند و وقت خود را صرف كاری مثبت می كنند. این فعالیت ها مایه نگرانی برای جمهوری اسلامی بوده و هست و به دلیل اینكه بخش  عمده فعالیت های كاربران این سایت اطلاع رسانی در باره نقض حقوق بشر در ایران و نیز بازتاب اخبار زندانها و  اعتراضات اجتماعی و تحولات سیاسی مهم می باشد، ارتش سایبری جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات آن به شدت برای مقابله با اطلاع رسانی درست وارد عمل شده و با روشهای جاسوسی و كنترل و تهدید و ارعاب و ارسال مطالب نادرست و تحریك كننده و نیز نفوذ و یا اعمال نفوذ در مدیریت سایت برای فعالین حقوق بشری و مدنی مزاحمت و نگرانی ایجاد می كند.
از سوی دیگر مدیریت سایت بر خلاف قوانین نوشته شده ای كه عموم كاربران بدین دلیل وارد فعالیت در این سایت شده اند، با استفاده از روشهای فیلترینگ، سانسور و حذف و تبعیض، نقض آزادی بیان را سرلوحه فعالیتهای خود قرار داده است. به گونه ای كه بسیاری سایت ها و وبلاگهای فعالین مخالف رژیم ایران به همان سبك و شیوه وزارت ارشاد جمهوری اسلامی، غیر مجاز شده، بسیاری از حسابهای كاربران به دلایل ناموجهه یا بسیار ناچیز بسته شده و این باعث گردیده كه كاربران اقدام به یك حركت اعتراضی  اينجا  برای رسیدگی اينجا به این وضعیت بنماید، اما تا كنون نه تنها مدیریت این سایت ترتیب اثری نداده بلكه اقدام به بستن حسابهای بسیاری از كاربران قدیمی و فعال این سایت نموده است.
این وب سایت نه در زیر حاكمیت جمهوری اسلامی بلكه در آمریكا و در زیر چتر قوانین دمكراتیك فعالیت می كند ، اما از روش ها و قوانین جمهوری اسلامی پیروی می نماید.
سیاست مدیریت این سایت دفاع و حمایت از  بخشی از رژیم حاكم بر ایران  و مقابله ومخالفت با كاربرانی است كه مخالف جمهوری اسلامی می باشند. 

بنابه شكايات كاربران اين سايت  اينجا   و    اينجا آنها مدام توسط سايبري جمهوري اسلامي  خود و عقايدشان مورد اهانت  قرار مي گيرد اما چنانچه كوچكترين واكنشي نشان دهند بي درنگ حسابشان توسط مديريت بالاترين بسته ميشود، حال آنكه چنين برخوردي با كاربران خاطي حامي جمهوري اسلامي نميشود!
بسياري از كاربران كه بر اساس قوانين سايت از حق انتشار «موضوع داغ » برخوردار مي باشند و اين مربوط به مهمترين رويدادهاي روز ميشود، اين حق توسط مديريت سايت از آنها گرفته شده است.  كاربران این  سایت خواهان   اينجا   یك بررسی و حسابرسی از فعالیت های مدیریت این سایت می باشند كه چرا بر خلاف قوانین دمكراتیكی كه در آن فعالیت دارد عمل می كند؟
چرا حقوق كاربرانی كه بر اساس آزادی بیان در این سایت فعالیت می كنند را نقض و قوانین نوشته شده خود را زیر پا میگذارد؟مدیریت سایت بالاترین مواردی را كه به جانبداری از  بخشی از  رژیم شكنجه و اعدام و ترور جمهوری اسلامی باشد را مجاز میداند و مهمترین تحولات روز را سانسور می كند. این نقض آشكار آزادی بیان در  جوامع دمكراتیك می باشد كه سایت بالاترین از این امتیاز بهره برداری می كند.
قابل ذكر است كه بنا به گزارش سازمان عفو بین الملل در یك سال گذشته و در دوره ریاست جمهوری آخوند حسن روحانی ماشین كشتار قضائیه جمهوری اسلامی بی رحمانه روزی سه نفر را در ایران اعدام كرده است. زنان از تماشای مسابقات ورزشی محروم و با دستگیری و شكنجه و زندان و محكومیت های ظالمانه مواجهه بوده اند. 
فیلترینگ اینترنت حتی سیاستمداران خارجی كه بنابه دعوت حكومت به ایران مسافرت كرده اند را شامل می گردیده  و جمع آوری دیش های ماهواره بخشی از سیاست رسمی و اعلام شده جمهوری اسلامی بوده است.
Audit Balatarin (The Iranian News Website) Now! The Iranians Demand.
 on ireport here

The internet members and users of an Iranian News website Balatarin here  are demanding for an audit and a review of this site and its administration management.
Balatarin is a Persian Social and News Media website which resides in the United States and is very active in the US and Europe. The management and owner of this website is Mehdi Yahyanejad. This website is controlled and managed mostly based on computer programs, however, there are many admins who called "Balayar", also have the control and management of this site.
 According to the rules and regulations of this site, here  anyone who has an internet line with one IP address, can open an account and become a member by providing an email and an invitation from another Member of this site. This member is allowed to publish his/ her interested and desired links. Under such characteristics, Balatarin is very active and attractive place for many Iranians. As a result of very tough security measures implied and enforced by Iranian regime’s security forces and intelligence ministry that literally endanger people’s lives for the direct access to specific anti regime website,  the fact that a variety of contexts that users publish, this site is the place to access news and information in various subjects such as politics, social and cultural events, economic headlines,  art and literature,  science and sport. 

The popularity  of "Balatarin" is a direct result of  the activities of its users. Balatarin gets  its credit from the efforts and activities of users from the different regions of the world who are mostly human right activists spending their time to provide the right source of information to their audience. These activities have become the most major concern  of the dictatorship government of “Islamic republic of Iran”, since they are being exposed of their horrible record of human rights violations, news about the wellbeing of prisoners,  social protests and demonstrations against the totalitarian regime and important and impartial and political news updates. Therefore, the regime's intelligence cyber agents and its ministry of intelligence have been active to prevent people to access impartial information. These agents have created trouble and disturbance to flew of information to Iranians by intervention to the website management and also sending distorted and  false news. 
On the other hand, the management of this website contradicts its own publicised regulations and even violating the very essence of first amendment: the freedom of speech and press as it is stated in the United States Constitution. The administration of this site uses various tools  such as filtering, censorship, blocking users, in order to avert the the flow of information. Moreover. “Balatarin” website has blocked the oppositions' websites, blogs. Many of users’ accounts are voided for nonsense reason. All these discriminatory measures have caused the users to start a campaign  here  demanding for an end of censorship.  here  But so far nothing has been changed: the team's management  has not only ignored the user's request for freedom of speech, but has closed the protesters’ accounts who have been an active with a long history of membership. .
The very sad odd is that this website is not running under the dictatorship of Iran, and working under the US democratic rules umbrella, it is following the brutal regime of Iran’s rules.
The policy of its management is defending Islamic regime of Iran in the US and working against users who are protesting the regime. The users of this website call for a complete survey and inspection of the management activities to find out why it is working against democratic rules and violated the freedom of speech and press which clearly is the right of the members. .
Instead of addressing the problem, Balatarin has closed the members' accounts where it should be handling the cyber agents of the regime who continuously insult and attack the members. One may ask why this website protects the regime agents and let them continue to use abusive articles and word, distortion of truth where it does not allow the anti regime express, and defend their rights. The site has allowed the MOIS websites to be active but has filtered the opposition's websites!.
Even though many of users are allowed to use the mechanism offered to eligible members which is publishing the headlines of a series of a specific daily news called “Hot topics”, they are prevented to use this tool by the management! .
The “Balatarin” management is allowing the news that supports torture, executions, and terrors by the Islamic regime, but blocks the important news of the day. This is a clear violation of freedom of speech in democratic societies.
According to Amnesty International’s report indicates that  since last year under current Iranian
 Regime, Rouhani's administration, the regime's killing machine accelerated its execution rate as 3 execution a day. The women are not allowed to enter the public sport event  or stadiums and are suffering from arrest and imprisonments and tortures and tyrannical sentences. This filtering even including political and public figures who even were invited by the regime to visit Iran! Satellites dishes are formally  banned and collected by the regime forces. Same policy of  censorship and measures of filtering enforced by Iranian regime, is now taking place by Balatarin website and needs to be stopped now!