عكس يك بي حجاب كه دچار كرامات شيخ گشته است!

از كرامات شيح ابله و بي سواد        
امام جمعه اصفهان: بی حجابی باعث بیماری روده و معده می شود!

اين آخوندهاي پست و فرومايه در حجر ه هاي قرون وسطالي نشسته و دارند  اراجيف و دروغ و يكسري  مزخرقات خراقي را به خورد مردم مي دهند. بنا  به گفته اين آخوندك گويا دكتر ها بايد دنبال كار ديگري بروند و شايد منبعد استادان دانشكده پزشكي همين آخوند ها بشوند ،البته دانشجويان سهميه اي بسيجي   در حال دكتر شدن هستند و بدون كنكور درس مي خوانند.  متن  زيررا بخوانيد و  بحنديد كه چگونه اين نابخردان حكومت مي كنند.
امام جمعه اصفهان: بی حجابی باعث بیماری روده و معده می شود!
خبرگزاری حکومتی فارس: آیت‌الله سیدابوالحسن مهدوی امام جمعه موقت اصفهان گفت: آموزش و پرورش باید پوشش چادر را از مقطع اول ابتدایی الزامی کند، چرا که دانش‌آموزان از همان ابتدا با حیا بزرگ می‌شوند و آثارش را در جامعه می‌بینند.
آیت‌الله مهدوی با بیان اینکه سلامت جسم، ارمغان پوشش کامل با چادر مشکی است، افزود: پزشکان معتقدند هیجاناتی که به روح انسان وارد می‌شود، بیماری جسمی برای انسان می‌آورد، به طوری که بی‌حجابی و بی‌بندوباری این هیجانات را به روح انسان وارد می‌کند.
وی ادامه داد: طبق اعلام پزشکان، بیماری روده و معده از این هیجانات آغاز می‌شود و به سایر اعضای بدن سرایت می‌کند، بنابراین اگر انسان به سلامتی جسمی خود اهمیت می‌دهد، باید بهترین پوشش را که چادر مشکی است را به سر کنند.
مرگتان باد 
محمود نيشابوري

مريم رجوي: تهران براي دستيابي به بمب اتمي فريبكاري خواهد كرد


اپوزيسيون ايران گفت كه توافق راه را براي اينكه ايران تامين مالي تروريسم در منطقه را گسترش دهد باز ميكند. 

روزنامه الشرق الاوسط- فرامنطقه اي 25 تير 94 : اينجا
 مريم رجوي پرزيدنت شوراي ملي مقاومت ايران روز گذشته به الشرق الاوسط گفت كه تهران برغم توافقي كه با 6 قدرت جهاني روز سه شنبه در وين امضا كرده براي دستيابي به بمب اتمي فريبكاري خواهد كرد. وي افزود كه اين توافق راه را براي مسابقه تسليحات اتمي در منطقه باز خواهد كرد, و به ايران فرصت جديدي خواهد داد كه تامين مالي تروريسم در يمن و سوريه و غيره را گسترش دهد.
انتظار ميرود كه شوراي امنيت هفته آينده قطعنامه موافقت با توافق اتمي را تصويب و تحريمها عليه ايران را با حفظ ممنوعيت سلاح و ممنوعيت تكنولوژي موشكهاي بالستيك لغو نمايد. خانم رجوي معتقد است كه رژيم روحانيون حاكم در تهران برنامه اي با سه محور براي حفاظت از استمرار حكومت خود در كشور از سال 1979 بكار گرفته است, كه عبارتند از: برنامه اتمي, و سركوب داخلي, و صدور تروريسم به كشورهاي همسايه و جهان.
وي در يك تماس از مقر خود در پاريس گفت ” مهمترين جنبه تحول اخير ( يعني توافق ) , عقب نشيني ولايت فقيه از برنامه اي است كه در كنار سركوب داخلي و صدور تروريسم يكي از سه ركن استراتژي حفظ رژيم به شمار مي آمد ” . مخالفان ايراني مي گويند كه كشور سالهاست از وخامت اقتصادي رنج ميبرد و بحران مالي روي بخشهاي وسيعي از كارگران, بويژه بعد از درگيرشدن رژيم در جنگهاي نيابتي در عراق و سوريه و يمن, اثر گذاشته است . اين مخالفان رژيم حاكم در ايران را ” آخوندي ” يعني ” روحاني ” توصيف مي كنند, كه بالاترين قدرت در آنرا علي خامنه اي نمايندگي ميكند .
توافق اتمي اخير بخشي از تحريم اقتصادي را برميدارد و بلوكه پولهاي ايران در خارج باز ميشود, اما همچنين ممكن است به اختلافاتي بين رهبران رژيم و گسترش حركات اعتراضي در خيابانها منجر شود . خانم رجوي گفت : ” برغم اينكه توافق با 6 كشور بزرگ راه فريب كاري ملايان براي دستيابي به بمب اتمي را نمي بندد, اما اين توافق فرصتي برايگسترش حركات اعتراضي در داخل ايران فراهم ميكند ” . وي توافق اتمي را يك عقب نشيني و نقض خط قرمزهاي اعلام شده از سوي خامنه اي توصيف كرد كه در 12 سال گذشته بارها و از جمله در هفته هاي اخير مكررا بر آن پا فشاري كرده بود, كه اشاره اي است به سخنرانيهاي رهبر كه قرار گرفتن برنامه اتمي تحت نظارت بين المللي را رد كرده بود . رجوي گفت امتيازاتي كهايران در توافق اتمي با شش كشور داده فاشيسم ديني حكام تهران را تضعيف خواهد كرد . وي تاكيد كرد كه تن دادن خامنه اي و رژيمش به همين توافق نيز از وضعيت انفجاري جامعه ايران, آثار فرساينده تحريمها, بن بست سياست رژيم در منطقه و همچنين نگراني آن از تشديد شرايط توافق نامه از سوي كنگره آمريكاست .
خانم رجوي جهان را به ايستادن در كنار مردم ايران براي رها شدن از رژيم حاكم در ايران فراخواند, و افزود در چنين شرايطي ” سياست صحيح حمايت از مردم و مقاومت ايران براي سرنگوني رژيم ” است . وي در ادامه گفت ” امتياز دادنهاي غرب به آخوندها ( با پيامدهايي نظير مسابقه تسليحاتي در منطقه ) , حركت در جهت عكس تاريخ است ” .
وي تاكيد كرد كه اين توافق بدون امضا كه الزامات يك معاهده رسمي بين المللي را ندارد, البته راه فريبكاري ملايان و دستيابي آنها به بمب اتمي را نمي بندد اما افزود با اين همه همين ميزان عقب نشيني, هژموني خامنه اي را همچنان كه مقاومت ايران از قبل خاطرنشان كرده است, در هم مي شكند و فاشيسم ديني را تضعيف و متزلزل ميكندو ناگزير به تشديد جنگ قدرت در رأس رژيم و بر هم خوردن تعادل دروني آن عليه ولي فقيه فرتوت راه مي برد ” . وي همچنين گفت كه جنگ قدرت در راس رژيم به تمامي سطوح آن تسري پيدا مي كند .
خانم رجوي با انگشت گذاشتن روي اين كه مقاومت ايران, نخستين افشاگر پروژه ها و مراكز و پنهان كاريهاي اتمي رژيم طي سه دهه گذشته بوده است, گفت اگر كشورهاي 1+5 در برابر اين رژيم قاطعيت بخرج مي دادند رژيمي كه از شكنندگي و بحرانهاي داخلي رنج ميبرد هيچ چاره اي جز عقب نشيني كامل و دست كشيدن دائمي از تلاش براي دستيابي به بمب اتمي و مشخصاً دست برداشتن از هرگونه غني سازي و تعطيل كامل پروژه هاي بمب سازي نداشت. 
رجوي از قدرتهاي بزرگ خواست در برابر دخالت رژيم ايران در امور كشورهاي منطقه خاور ميانه بايستند, و اين اقدام را در هرگونه توافقي كه امضا مي ‌ شود به عنوان يك اصل بنيادين تضمين كنند. وي گفت بدون ملزم كردن ايران به متوقف كردن دخالت در امور منطقه, هر كشوري حق دارد خواستار تمام امتيازاتي شود كه جامعه جهاني به آخوندها داده است, امري كه منجر به شروع يك مسابقه تسليحات اتمي در اين بخش از جهان خواهد شد. رجوي هشدار داد رژيم ايران پولهايي را (كه بعد از برداشتن تحريمها از سپرده ‌ هاي منجمد شده در خارج از كشور به آنها دست خواهد يافت), براي افزايش صدور تروريسم به كشورهاي منطقه, و نه براي رفع نيازمنديهاي مردم ايران, بكار خواهد گرفت. وي گفت ” پولهاي نقدي كه به جيب رژيم ريخته خواهد شد بايد تحت كنترل شديد سازمان ملل صرف نيازمندي هاي مبرم مردم ايران شود, در غير اين صورت رژيم اين پولها را براي سياست صدور تروريسم و بنيادگرايي به سوريه و يمن و لبنان سرازير خواهد كرد .

مريم رجوي: معامله اتمي با رژيم ايران ريشه تروريزم را تغذيه مي كند

”چنانچه نخواهيم گلستان تمدن – از هلال حاصلخيز تا دره رود نيل – مورد تاخت و تاز قرار گيرد، ما بايد اين پديده شوم را  از ريشه  نابود سازيم. براي اين کار بايد فهم و درک بهتري از ريشه هاي اين پديده کسب کنيم: رژيم تهران. محققاَ، اين معامله اتمي مؤثرترين منبع اسلام بينادگراي افراطي در جهان را مشروع و توانمند مي كند.”
Iran Nuclear Deal Feeds The Roots Of Regional Terrorism
 مقاله اي در سايت  مجله فوربز 25 تير 94 ،به قلم   مريم رجوي  اينجا
در بستر گزارشهاي روزانه جنايات توسط گروههاي تروريستي در مصر، سوريه، يمن و عراق، جهان اكنون از يك توافق اتمي بين 5 +1 و رژيم ايران مطلع شده است. توافقي كه حتي با خوشبينانه ترين قرائت، نه تنها مسير تهران را به يك بمب اتمي مسدود نمي سازد، بلكه به آن دهها ميليارد دلار براي افزودن به زرادخانه جنگي اش اعطا مي كند.  برخي ممكن است اين امتيازات به تهران را به عنوان تلاشي توسط دولت اوباما براي تضمين همكاري آخوندها به منظور مقابله با و شكست خطرات شيطاني بنيادگرايي اسلامي تلقي كنند.  اين تلقي يك بازخواني نادرست از تاريخچه و اهداف اعلام شده اين رژيم است. برنامه هسته اي تهران بطور واضحي به خاستگاه انقلابي- امپرياليستي آن گره خورده است.  همانطور که رئيس جمهور سابق و رئيس فعلي تشخيص مصلحت نظام رفسنجاني در اوائل دهه 1990 گفت، اگر رژيم به تسليحات اتمي دست يابد چه کسي خواهد توانست مانع صدور باصطلاح «انقلاب» شود؟ اين توافق در حالي صورت گرفت كه اين رژيم به غايت متزلزل در چنبره اي از بحرانهاي فزاينده گرفتار آمده است.  در چنين شرايطي 5 +1 بسادگي مي توانست با اتخاذ يك سياست قاطع اين رژيم را وادار كند از پروژه هايش اتمي اش  دست بردارد. در حقيقت، غرب يك فرصت استثنايي را براي جلوگيري از دست يابي رژيم به بمب اتمي از دست داده است.  
رژيم تهران به عنوان نيروي محرك يك خلافت اسلامي در عصر حاضر عمل كرده است.
بر همين سياق،  هنگامي كه ايالات متحد با تروريسم مبارزه مي كند اقدامات پرهزينه و در نهايت زيانبخش - در مثل براي چيدن قاصدک ها- را برمي گزيند. يعني يک حمله هواپيماي بي سرنشين در اينجا و آموزش و ارسال سلاح هاي سبک در آنجا. چنانچه نخواهيم گلستان تمدن – از هلال حاصلخيز تا دره رود نيل – مورد تاخت و تاز قرار گيرد، ما بايد اين پديده شوم را  از ريشه  نابود سازيم. براي اين کار بايد فهم و درک بهتري از ريشه هاي اين پديده کسب کنيم: رژيم تهران. محققاَ، اين معامله اتمي مؤثرترين منبع اسلام بينادگراي افراطي در جهان را مشروع و توانمند مي كند.
اين حقيقت دارد که هم افراطيون شيعه و هم نوع سني، با وجود تفاوت هاي تاکتيکي و فرقه اي، بدنبال تحميل يك خلافت اسلامي بر پايه برداشت هاي سرکوبگرانه، ارتجاعي و دروغين از اسلام هستند. اما يك تصوير خلافت اسلامي در تاريخ معاصر در واقع با روي کار آمدن ديکتاتوري مذهبي خميني – که بر اساس دكترين ولايت فقيه بنا شده است – در سال 1357 يعني چهار دهه پيش ظهور نمود. از آن زمان تا كنون، رژيم تهران بعنوان نيروي محرک و کانون اين تهديد خطرناك هم در منطقه و هم در سطح جهاني عمل کرده است.
هدف غايي و اعلام شده اين سنخ از بنيادگرايي افراطي، همانطور که در قانون اساسي رژيم ايران هم قيد شده است، پايه گذاري يک خلافت و تحميل قانون شريعت از طريق اعمال زور است. بنيادگرايي هيچ مرز جغرافيايي را در مسير تلاشش براي تحقق يك امپراطوري اسلامي برسميت نمي شناسد و بطور بارزي با سركوب زنان،  عدم بردباري مطلق نسبت به اقليت هاي قومي و مذهبي و تمايل به سبعيت و خشونت شناسايي مي شود. آيا اين موضوع آَشنايي نيست؟ اين نقشه مسير سرکوبگرانه و توسعه طلبانه اول كه ابتدا در ايران نهادينه شد به نحو مشابهي  هدف اصلي مسلمانان افراط گرا، از جمله داعش مي باشد.
رژيم آخوندها بخشي از راه حل بنيادگرايي اسلامي نخواهد بود
رژيم ايران در تکاپوي مستمر براي صدور ايدئولوژي ارتجاعي خود به خارج از مرزها بوده تا ساير قدرت هاي منطقه اي را بي ثبات ساخته و يا بمب اتمي را به مثابه تضمين بقاي خودش بدست آورده و يا توليد كند. طبق قانون اساسي اين رژيم، مأموريت سپاه پاسداران اين است كه از باصطلاح «انقلاب اسلامي» رژيم حراست نموده و آن را گسترش دهد. و سپاه نيز به نوبه خود يک نيروي ويژه بنام نيروي قدس را تشکيل داد که نقش كانوني را  در ارتکاب تروريسم در سراسر جهان ايفا کرده است. نيروي قدس بطور خاص عملكرد مخربي در عراق و سوريه طي چند سال گذشته داشته است و بذر خشونت فرقه گرايانه را که واکنش وحشيانه تروريست هاي داعش را بدنبال داشته، پاشيده است.
كمترين تفاوتي بين بالاترين سطوح رژيم وجود دارد عناصر باصطلاح «مدره» در تهران، مانند رئيس جمهور رژيم حسن روحاني، در رابطه با اهداف رژيم، از جمله يك حکومت مطلق العنان ولي فقيه و سياست هاي مربوط به تروريسم و بنيادگرايي، با ساير باندهاي نظام هم نظرند. اين عناصر نيروي تغيير نيستند، بلکه شريك در اشاعه رژيم ولايت فقيه ميباشند، رژيمي که خود يک نيروي مهم الهام بخش، الگو و حامي فعال مالي و پشتيبان گروهها و هسته هاي تروريستي در سراسر جهان است. آخوندها بخشي از راه حل بنيادگرايي و افراطي گري اسلامي نخواهند بود-- آنها خود قلب اين مشكل هستند.
مردم ايران خواهان يك نظام دمكراتيك، بردبار و كثرت گرا هستند.
با اين وجود، بنيادگرايي اسلامي را ميتوان و بايد شکست داد. اما مي بايد از ريشه برچيده شود و ريشه آن هم در تهران است. اين کار مستلزم اخراج نيروي قدس و خلع سلاح شبه نظاميان شيعه و ساير مزدوران رژيم تهران در عراق و در عين حال قدرت مسير ساختن شرکت واقعي اهل تسنن در امر حکومت  مي باشد. ايالات متحده مي بايد به عشاير سني اين توانايي را از طريق مسلح کردن و حمايت از آنها براي برقراري امنيت در جوامع خودشان بدهد. اين تنها راه شکست داعش است. ما بايد مرداب آنها را  براي سوء استفاده از نارضايتي ها و عضوگيري بخشكانيم.
در سوريه، پشتيباني رژيم ايران از بشار اسد بايد متوقف شود، امري که مستلزم کمک رساني به اپوزيسيون مدره در راستاي تلاش هاي آن براي سرنگوني حکومت سركوبگر اسد و برقراري دمکراسي در آن کشور ميباشد.
اما اين اقدامات بطرز ملاحظه اي ضربه خواهند ديد چنانچه رژيم ايران برنامه هاي اتمي خود را حفظ نموده يا توسعه دهد.. همه مسيرها به به سمت دستيابي اين رژيم به سلاح اتمي مي بايد بلوكه شود، چيزي كه اين توافق هسته اي آنرا انجام نمي دهد.
در نهايت، مادام که رژيم آخوندها در ايران بر مسند قدرت نشسته باشد، بنيادگرايي اسلامي بر جاي خود باقي خواهند ماند، تکثير خواهد شد و گسترش خواهد يافت. تغيير رژيم در ايران – به يمن شجاعت و اراده مردم ايران و اپوزيسيون سازمانيافته – مشکل را از ريشه حل خواهد کرد. همانطور که قيام هاي مردمي  در سال 2009 نشان دادند، مردم ايران خواهان شکوفايي يك نظام دمکراتيک، بردبار، کثرت گرا و غيراتمي هستند که بجاي نظام ولايت فقيه که آنها را سركوب مي كند،  مي باشند».
مريم رجوي رئيس جمهور منتخب شوراي ملي مقاومت ايران است. شورا ائتلافي از اشخاص و سازمان هاي اپوزيسيون ايران ميباشد که متعهد به يک جمهوري دمکراتيک، سکولار و غيراتمي در ايران ميباشند.

http://www.forbes.com/sites/realspin/2015/07/14/iran-nuclear-deal-feeds-the-roots-of-regional-terrorism/

پاسخ سعيد ماسوري به ” گروهي برگ چركين تار چركين پود” : چه كسي بايد طلب عفو كند؟

” اي درختان عقيم ريشه تان در خاكهاي هرزگي مستور
يك جوانه ارجمند از هيچ جاتان رْست نتواند
اي گروه برگ چركين تار چركين پود
يادگار خْشكسالي هاي  گردآلود
هيچ باراني شما را  شْست نتواند” 
شعري از مهدي اخوان ثالث
سعيد ماسوري در پاسخ به بازجويان مي نويسد:
چندي است از زندانيان سياسي ( ازجمله خود من )ميخواهند که درخواست عفو بنويسند، گويي که از اول زندانيان سياسي تنها به خاطر منافع شخصي خودشان به زندان افتاده اند و حال هم بايد براي نجات جان خودشان ، درخواست عفو کنند. برخي هم جديدا و به بهانه عيد فطر و....به درگاه مراجع به اصطلاح تقليدکه خود عمله جور بوده اند ، استغاثه ميکنند.... که آقايان مراجع : شما وساطت کنيد وبخواهيد که زندانيان سياسي را مورد عفو و شفقت ملوکانه قرار دهند و آزاد کنند ...!!!
انگار نه انگار که بيش از سه دهه است که حقوق ملتي به تمامي به تاراج رفته واز اوليه ترين حقوق انساني محروم گشته و جز زندان و اعدام حقي برايشان قائل نبوده اند .... آري ...همه اينها را بايد ناديده گرفته وتنها براي آزادي فرد خودشان ، درخواست عفو کنند .
عين همين قضيه " جشن و پايکوبي " بر سر مذاکرات هسته ايي است ... که بياييد آن همه منافع ملي بر باد رفته را ناديده گرفته ، آن همه محروميت و فقر و فشار اقتصادي و....که بر مردممان تحميل شده را ناديده گرفته و حال که توافق شده با هم جشن بگيريم و البته هيچکس هم حق ندارد بپرسد که پس مسئول اين همه فجايع انساني واقتصادي که يک قلمش را اين روزها معلمان و پرستاران شجاع و آزاده کشورمان در استيفاي حقوق عقب افتاده و پايمال شده شان ، فرياد ميزنند و حتي زندان آمدن را هم شجاعانه پذيرفته اند ، کيست ؟ اين سؤالها ممنوع است و بي خيال همه اينها ، بياييد جشن بگيريم ...!!!
راستي در اين مورد نبايد به جاي انتظارجشن و هلهله از مردم ايران ، که دار و ندارشان را بخاطراين ماجراجوييهاي هسته ايي ، بر باد داده ايد ، از مردم ايران حداقل يک عذر خواهي خشک وخالي بکنيد ؟ في الواقع چه کسي بايد طلب عفو بکند ؟؟؟ شما بايد از مردم ايران و بعد هم از زندانيان سياسي آنها ، طلب عفو بکنييد يا مردم و زندانيان بايد طلب عفو بکنند ؟
با اين منطق و ادعايي که شما اقامه ميکنيد لابد همه قربانيان " آشويتس " بايد توبه وبعد طلب عفو ميکردند و قطعا بعد از تسليم شدن آلمان که ديگرتوان ادامه جنگ را نداشت ، نوبل صلح را هم بايد به " ژنرال آلفرد يودل " نماينده هيتلرکه صلحنامه ( تسليم نامه ) را امضاء کرد ، ميدادند ؟؟؟ و بعد هم جشن و پايکوبي !؟؟ خير ، دنيا اينقدر هم که شما تصور ميکنيد بي حساب و کتاب نيست و قطعا " نرويد ز تخم بدي بار نيک " و باز به قول سعدي و براي ختم کلام :
همينت بسند است اگر بشنوي
که گر خار کاري سمن ندروي
سعيد ماسوري
تير ١٣٩٤ زندان رجايي شهر

معناي رژيمي بودن ...

كاربري در فضاي مجازي در پاسخ به اين سوال كه ”با چه معیاری میخواهید رژیمی و غیر رژیمی را از هم متمایز کنید؟  آيا مخالف بودن با مجاهدین و ... يعني طرفدار رژیم بودن؟” چنين مي نويسد:
«خير اين استدلال درستي نيست. مخالف مجاهدين يا هر گروه و جريان سياسي بودن معنايش رژيمي بودن نيست. معناي رژيمي بودن مشخص است و فكر كنم پس از سي و هفت سال حاكميت زندان و شكنجه و سانسور و اعدام و تروريسم و اختلاس و ويراني ايران و فقر و بدبختي براي مردم ايران، هر كودك دبستاني ميداند، رژيمي چيست و رژيمي كيست. رژيمي يعني كسي كه از زندان و شكنجه و اعدام و سركوب مخالفين علني و آشكار حمايت مي كند, رژيمي يعني همينهايي كه روزانه از سايت هاي وزارت اطلاعات همان برگه هاي بازجويان اوين و گوهردشت و ديگر زندانهاي جمهوري اسلامي را در فضاي مجازي  منتشر مي كنند. به لينكها و كامنتهايشان نگاه كنيد متوجه ميشويد رژيمي يعني كي.
 وقتي ماموران و مزدوران وزارت اطلاعات روزانه عليه مبارزيني كه عليه يك رژيم ضد ايراني و سراپا فاسد همان اتهامات شكنجه گران را مصرف بكنند و فضاي مجازي  را به گند بكشند! و اسم اين را بگذارند مخالفت با مثلا مجاهدين يا هر گروه ديگر! اين ديگر يك ترفند شناخته شده و لو رفته است.
منظور از رژيم فكر كنم براي همه كاربران ايراني فعال در» فضاي مجازي « روشن باشد. هيچ انساني كه ذره اي انسانيت داشته باشد، هر مخالفتي هم با هر شخص يا گروهي داشته باشد با اين رژيم جمهوري اسلامي هم نوا نميشود. من مي توانم صدها نمونه از رژيمي بودن ارائه بدهم. و فكر كنم بيشترين كساني كه مورد سانسور و حذف و محدوديت و قرار گرفته اند هوادار مجاهدين هستند كه در ايران خانواده هايشان هم از ظلم و جور گزمه هاي خامنه اي در امان نيستند. اگر كسي به حقوق بشر و آزادي و انسانيت احترام ميگذارد بايد از حق همه مخالفين جمهوري اسلامي با هر اختلاف نظري دفاع كند نه اينكه تحت عنوان مخالفت آب به آسياب جمهوري اسلامي بريزد .
جمهوري اسلامي كه كم امكانات براي تبليغ ندارد ديگر چه نيازي هست اينجا (منظور فضاي مجازي و سايت هاي بخصوصي است) را هم جولانگاهش بكنيم. بعيد است بتوان به قانون و حقوق بشر و حق آزادي انديشه و بيان  احترام گذاشت بي آنكه به حقوق مخالفين جدي جمهوري اسلامي احترام گذاشته شود. دفاع از حق در برابر ناحق از همينجا شروع ميشود.
رژيم جمهوري اسلامي ناحق ، نامشروع و نامربوط با جامعه و تاريخ و مملكت ايران و عصري كه در آن زندگي مي كنيم مي باشد. اين رژيم دشمن آزادي و انسانيت و حقوق بشر است. مخالفين اين رژيم از جمله مجاهدين هر اشكال و ايراد و انتقادي هم از نگاه و نظر من و شما داشته باشند و هر مخالفتي هم با آنها داشته باشيم. درست نقطه مقابل جمهوري اسلامي هستند و نبايد اين مرز انساني و اجتماعي و سياسي و حقوقي را مخدوش كرد.
يكي قرباني است ديگري قاتل است. جاي جلاد و قرباني نبايد عوض شود. اين شاخص شناخت رژيمي و غير رژيمي است. البته ممكن است كسي از سر ناآگاهي مرتكب خطا بشود ولي مطمئن باشيد خودش را تصحيح مي كند اما رژيمي و همدست رژيم هرگز!
راه حل و پيشنهاد من اين است. كاربراني كه مشخص است سايبري جمهوري اسلامي هستند و براي تفرقه افكني و منحرف كردن فعاليت كاربران از دفاع از آزادي و حقوق بشر در ايران وارد ميشوند و با فرهنگ و ادبيات لمپني و فحاشي فضا را آلوده مي كنند. به نظر من نبايد مجاز باشند »و به آنها ميدان و اجازه فعاليت در ميان ايرانيان داده شود. « اگر كسي نظرش را سياسي و منطقي بيان كند فكر نمي كنم كسي مشكلي داشته باشد. البته هيچ آدم عاقلي با يك پاسدار و شكنجه گر بحث نمي كند و افشاي جنايات رژيم و پاسدارانش بحثي است كه هر ايراني وظيفه خود ميداند در حد توانش به آن اقدام كند و اين به نظر من كمترين كار در راه آزدي ايران است.»
كاربري در همين رابطه مي نويسد:
”من سایبری ها رو به دو دسته اصلی تقسیم میکنم. یکی آنهایی که بطور مشخص از خامنه ای حمایت میکنند و بر علیه مخالفان جمهوری اسلامی ترولینگ میکنند. مثلآ وقتی عزیز زندانی سیاسی اعدام میشود مسخره میکنند و یا ترور ندا رو بسخره میگیرند و دنبال مخدوش کردن اخبار در مورد جنایات جمهوری اسلامی هستند. برخی از اینها سایبری های مفتی هستند که البته بطور غیر مستقیم حقوق خود را دریافت میکنند. و برخی مستقیم. این دسته بخوبی قابل شناسایی هستند. مسئله گرفتن آزادی بیان نیست. چرا که اینان آزادانه میتوانند در وبلاگها و وبسایت خودشان و کیهان و فارس نظر خود را بدهند. مسئله این است که وبسایتی که بدنبال جامعه مدنی است و بدنبال آزادی بیان است بطور عمیق با افکار اینان منافات دارند و نمیباید منعکس کننده افکار ضد حقوق بشری اینان باشد.”
كاربر ديگري مي نويسد:
”ما میتوانیم با هم مخالف باشیم، میتوانیم همه عقاید مختلف داشته باشیم. باید به هر گروهی حق بدهیم که میتواند اشتباه کند. میتواند نظرش اشتباه باشد به عقیده ما. ولی همه این گروهها هموطن ما هستند. همه هدفشان آزادی ایران و ایرانی از چنگال حکومت آخوندی است. همه به دمکراسی و حق مردم اعتقاد دارند
دلیلی ندارد که ما با هم دشمنی کنیم. میتوانیم به اشتباهات هم و به عقاید هم انتقاد کنیم ولی دشمنی نکنیم. دشمنی را بگذاریم برای جمهوری اسلامی که دشمن ایران و ایرانی است.”
توضيح: براي استفاده عام تغييراتي در متن نگارش اين كاربر داده شده كه خارج از «گيومه» مي باشد.

 در همين رابطه نوشته اي در آدرس زير  اينجا   قابل توجه است:
‏« نوشته حاضر به بررسي اين موضوع پرداخته و ميزان ترس و نگراني رژيم از اين رسانه عصر تكنولوژي و دانش و در عصر آگاهي توده هاي مردم ديد و دريافت كه با استفاده از اينترنت مي توان موانعي كه رژيم هاي ديكتاتوري بر سر راه آزادي قلم و بيان و اطلاع رساني و شفاف سازي با سركوب و سانسور و فيلترينگ ايجاد مي كنند را حتي از درون دخمه هايشان نيز كنار زد و پيام آزادي و آگاهي را به اقصي نقاط دنيا رساند.
در اين نوشته چنين مي خوانيم:« می‌خواهید درصد وحشت آخوندها را از فعالیتهای اینترنتی و بحرانی که در زمینه سانسور و فیلترینگ فضای مجازی با آن مواجه می‌باشند را خوب بفهمید، به موضع ولی‌فقیه توجه کنید. موضعی که از زبان به‌اصطلاح دبیر همایش فضای مجازیش! آن را بیان کرد.
این کارگزار رژیم روز سه‌شنبه 29اردیبهشت در حالی که اعتراف می‌کرد تا حالا برای سانسور و سرکوب و به قول خودش «مسأله فیلترینگ» چیزی کم نگذاشتند، از خامنه‌ای نقل‌قول کرد که خودش گفته است: «اگر من رهبر نبودم… حتماً مسئولیت فضای مجازی را خودم برعهده می‌گرفتم». یعنی تهدیدات ناشی از فضای مجازی به‌قدری به قول خودشان با «امنیت نظام» عجین شده که بعد از «اصل ولایت‌فقیه» به‌دومین مسأله حیاتی و بود و نبود نظام تبدیل شده است و به‌جایی رسیده است که ورود مستقیم شخص خامنه‌ای را برای پاسخ به نیازهای سرکوب و سانسور و جنگ روانی ایجاب می‌کند!
حرفهاي خامنه اي ازيك طرف گستردگي و تاثير فضاي مجازي روي رژيم و ترس اش را نشان ميدهد و ازيك طرف ديگر منظور خامنه اي اين است كه بايد با فشار و دستگيري و اعدام مانند ستاربهشتي مساله را حل كنيد.
این حرف ولی‌فقیه طلسم‌شکسته در حالی است که سال پیش آخوند روحانی رسماً اعتراف کرده بود: «دیوار و فیلتر کارساز نیست» و با اشاره به جوانان گفته بود: «تو فیلتر می‌کنی، آن می‌رود فیلترشکن درست می‌کند!» اما حالا سؤال این است که مگر این فضای مجازی چه تهدیدی برای نظام دارد که این‌طور موضوع نگرانی شخص ولی‌فقیه شده است؟ جواب را البته سردمداران و کارگزاران ریز و درشت نظام بارها در جریان قیام اخیر مهاباد با عباراتی مثل دروغ پردازی رسانه‌های معاند تحریک جوانان مهابادی» بیان کردند. آنها در بیانات خود اعتراف کردند تا چه اندازه از بالا رفتن بی‌سابقه توان کار جوانان در اینترنت و در فضای مجازی نگرانند. موضوعی که البته خود روحانی هم چند روز پیش در 28اردیبهشت به آن اذعان کرد و گفت: «الان جرایم سیاسی و امنیتی، در فضای سایبری کشور دارد اتفاق می‌افتد».
مروری بر کامنتهایی که طی هفته‌ی گذشته جوانان بر روی اینترنت گذاشتند، نشان می‌دهد چرا خامنه‌ای این میزان از فضای مجازی نگران است.


  توجه به تازه ترين نمونه از جنايت هاي جمهوري اسلامي بر عليه مردم ايران و واكنش رژيم و رژيمي به فعاليت هاي ايرانيان در فضاي واقعي و مجازي  هم فاصله عميق رژيمي و ايراني ضد رژيم و هم ماهيت و اهداف يك رژيمي را به خوبي بيان مي كند.  اينجا 

«بار دیگر چهار زن و دختر جوان کرد در شهر بوکان (استان آذربایجان غربی) قربانی جنایت اسیدپاشی به‌دست جانیان زن‌ستیز در رژیم آخوندی گردید. این جنایت در روز سه‌شنبه شب 23تیرماه (14ژوییه) در بلوار کردستان بوکان رخ داد، و در آن یک زن و سه دختر جوان که در حین پیاده روی در خیابان بودند، مورد حمله جنایتکاران اسیدپاش قرار گرفتند و به‌شدت مجروح شدند. یکی از قربانیان سوسنه اسماعیل نژاد، 24ساله دانشجوی رشته عمران است که از ناحیه پشت به‌شدت مجروح شده است. وی پیش از این بارها به‌خاطر فعالیتهای سیاسی برادرش در خارج از ایران، توسط عوامل اطلاعاتی رژیم مورد تهدید و تحت فشار قرار گرفته بود. دو دختر جوان دیگر که قربانی این جنایت شده‌اند، دو خواهر با نام خانوادگی معروفی و نفر دیگر زن جوانی است که همسر وی از هنرمندان کرد است.»
تصاوير تجمع مردم بوكان در اعتراض به اسيد پاشي 





نشئگي روحاني از اثرات جام زهر و پرت و پلا گوئيها...+ كاريكاتور

رئيس جمهور ارتجاع گفت: در اين 22ماه مذاكرهكنندگان ما، با هنر نشستند و حرف زدند. آنها با هنر نوشتند و نگاه كردند.
 در اين مدت به گونهاي با 6 قدرت جهان صحبت كرديم كه چنانچه مذاكرات به پيروزي نرسد و موفق نباشد دنيا به خوبي ميداند كه ايران اهل منطق بوده و ميز مذاكره را هيچگاه ترك نكرده است و به بهترين وجه در مقابل قدرتهاي جهان پاسخ داده است.
رئيس جمهور  ارتجاع گفت:نفس مذاكره هنر است و اينكه ما 22ماه در حال حرف زدن هستيم يك هنر است؛ نفس اينكه 6 قدرت را در برابر خودمان ميخكوب كردهايم هنر است و نفس اينكه بسياري از مشكلات را تا امروز حل كردهايم نيز هنر است.


خركي ر ا به عروسي  خواندند خر بخنديد و شد از قهقهه سست
گفت من رقص ندانم به سزا  مطربي نيز ندانم به درست
كه در جوابش گفتند:
خران را كسي در عروسي نخواند مگر وقت آن كاه و هيزم نماند
        
 در روزي و روزگاري در شهري چند كارگر بعد از كار روزانه در قهوه خانه‌اي نشسته از مشكلات و گرفتاريهاي خودشان صحبت مي كردند. يكي از كارگران كه سبيل هاي پهن و بزرگي داشت، طبق عادتش چاخان مي كردكه امروز غذاي  خوبي خوردم و... گاهاً دستش را هم بر سبيلهايش مي كشيد مي‌خواست بفهماند  كه نمي بينيد سبيلهايم چرب است. ديگر كارگران حسرت بدل شده بودند كه نكند دوست چاخانشان گنجي و يا ثروتي و ارثي نصيبش شده.
روزي‌آقا كارگره مشغول تعريف و تمجيد از وضعيتش بود كه اتقاقي اقتاد:
بابا، بابا،زود بيا
چي شده پسرم
گربه سبيل چربكنت را خورد!
خودتان  مي توانيد اين ماجرا را با شياديها، سگ دعوا ها،خط و نشان كشيدنها،  اراجيف، فرافكني، دغلكاري و فريبكاري، دجاليت، تهديدات، وحشت و كلافه گي، رژيم پوشالي آخوندي را بعد از توافق‌ را مد نظر قرار  دهيد. كه همه چيز هنر بود، خوردن جام زهر هنر بود، عدول از مرز سرخها هنر بود ، بلي  هنر خوب چيزي است اما نه بيان هنر از زبان بي هنران و ضد هنران كه هنرشان چاخان، كلاهبرداري چپاول و كشتار مردم است و بس
اما آن كارگر بيچاره كجا و اين رژيم دجال و جاني كجا!
بلي:
 اما، واقعيت چيز ديگريست.رژيم عوا‌م‌فريب، ضد بشري آخوندي به يمن افشا گريهاي مترقي و انقلابي مقاومت، بساط و آرزو هاي اين جانيان را روي سرشان آوار و آن را به جام زهر تبديل كرد، افزايش سركوب و اعدام در داخل و از كار افتادن موتور لشكر كشي به عراق، سوريه و يمن و...راهي غير از اضمحلال و نابودي اين جانيان متصور نيست،حالا رژيم و رهبري پوشالي خط و نشان بكشد و آسمان را بزمين بدوزد، ولي شرايطژئوپليتيكي منطقه، وضعيت ائتلاف عربي، پيروزيها و اعتلاي مقاومت سر فراز، همه نشان از اثر كردن جدي جام زهر هست كه سرنگوني محتوم رژيم را بدنبال دارد. تا نظرشما چه باشد.
راستي دم مجاهدين گرم كه جام زهر را به حلقوم اين وطنفروشان ريختند. 
اين هنر واقعي هست اي بي هنر
محمود نيشابوري

”کوزه‌ای که ته آن سوراخ است” اندر حكايت جريانهاي سياسي مدعي ولي پادو رژيم آخوندها

مردی برای خرید کوزه‌ای وارد بازار شد، همه مغازه‌ها را بسته دید به جز یکی، وارد شد و درخواست کوزه‌ای کرد، صاحب مغازه شروع کرد به تعریف و تمجید از کوزه‌های خود و گفت: این یکی یادگاری است از لنین که استالین در اولین ملاقاتش به او اهدا کرده، آن یکی کوزه‌ای است که افلاطون در آن شراب ناب می‌ریخته. این یکی از زمان کورش کبیر، بین پادشاهان دست به‌دست چرخیده تا به این‌جا رسیده، آن یکی کوزه‌ای است که جملات گهر بار جان داک در آن حک شده، و این هم کوزه‌ای است که حضرت مسیح به حواریون خود از آن آب میداد، و اما همین که می‌بینی از دوران حمورابی به یادگار مانده و قوانین حقوق‌بشر با ظرافت خاص روی آن نوشته شده، ... با این همه زیبایی نکات مثبت، همه آنها تنها یک ایراد کوچک دارند که ته آنها سوراخ است و شب باید زیر آنها یک تشت بگذاری، خریدار، خندید گفت: لطفاً برایم همان تشت زیری را بدهید شاید جایی به درد بخورد. 
اکثر جریانهای و افراد مدعی کشورمان که خود را با مارکهای گوناگون بزک کردند، در 37سال حکومت جهل و تاریکی هم، فقط یک ایراد کوچک داشتند که در برابر تمام جنایات رژیم کرنش کرده و تسلیم شدند و بجز این هیچ ایراد اساسی نداشتند. 
در جنگ هشت ساله ایران- عراق که صدها هزار نفر قربانی و صدها هزار میلیارد دلار دارایی مردم حیف و میل شد به رغم این‌که همه این جریان‌های می‌دانستند ادامه جنگ هیچ نفعی برای مردم ندارد، فقط به استحکام پایه‌های رژیم آخوندی سود می‌رسانند، نه تنها بر علیه آن هیچ حرفی نزدند بلکه از ترس رژیم با آن همراه شدند و هر چه می‌توانستند بر سر مخالفان جنگ و طالبان صلح فریاد زدند و.... 
پروژه اتمی هم که از جنس جنگ 8ساله بود و باعث حیف و میل صدها میلیارد دلار از اموال مردم محتاج به نان شب و هزاران زن و مرد کارتن خواب شد باز نه تنها کوچکترین اعتراضی نکردند بلکه با رژیم هم صدا شدند و شعار انرژی هسته‌ای حق ملی ماست سر دادند و به آنها را که این پروژه میهن بر باد ده را افشا کردند تهمت وطن‌فروشی و خیانت زدند. 
در مقابل کشتار وحشیانه دهها هزار نفر از زندانیان مظلوم در دهه 60و 67 لال شدند کر شدند و برای یاری رساندن به ظالم، بر چشم مردم خاک پاشیدند و با کارهای به‌اصطلاح فرهنگی و اجتماعی در نهادهای زیر نظر وزارت اطلاعات مردم را مشغول کردند. در برابر فتوای خمینی در مورد سلمان رشدی حتی آنها که باورهای ضد مذهبی داشتند هیچ اعتراضی نکردند و به نوعی با سکوت خود از آن حکم حمایت کردند، در برابر ویرانی کشورهای سوریه و عراق و یمن که بر کسی پوشیده نیست زیر سر رژیم آخوندی با پولهای مردم ایران می‌باشد و تا به‌حال بیش از 300هزارنفر کشته و میلیونها نفر آواره شده نه تنها اعتراضی نکردند بلکه برای کمک به رژیم مردم را با الفاظ توهم آمیز منافع ملی، تمامیت ارضی، و... مشغول کردند. زمانی که جوانان و مردان و زنان وطن مثل (فرزادها، شیرینها، صارمی‌ها، زمانیها...) بالای چوبه‌دار فریاد آزادی سر می‌دادند یا هزاران نفر در سلول‌های انفرادی و در انتظار طناب دار بودند این فیلسوفهای شیاد با همکاری دنیای مماشاتگر دنبال دلقک‌هایی بودند تا از آنها قهرمانان دروغین بسازند و به خورد مردم بدهند تا مردم قهرمانان واقعی خلق را نشناسند و برای این‌که این داستان واقعی جلوه داده شود، هرازگاهی به دلقکهای قهرمان جایزه‌های جهانی از طرف لابی‌ خارجی اهدا می‌کردند. 
و اما در جنایات بی‌سابقه تاریخی در اشرف و لیبرتی توسط رژیم و مزدورانش در عراق که از طرف همه نهادهای بین‌المللی به‌شدت محکوم شد این دوستان فیلسوف نشان دنبال نجات خرگوش هندی بودند که در فلان کوهستان نسلشان در حال منقرض شدن بود. آری چنان‌که گفتم این دوستان تنها یک ایراد کوچک دارند که هر چه فریاد دارند بر سر قهرمانان وطن می‌کشند و هر چه می‌توانند با سکوت خود در خدمت دشمن می‌باشند، بد نیست این جا یاد کنیم از غضنفر که میکویند بهترین فوتبالیست جهان بود فقط با یک ایراد کوچک که: دروازه خود و رقیب را همیشه اشتباه می‌گرفت و هر گلی هم در طول عمرش زده به خودی بود. البته همه اینها اتفاقی بود و هیچ غرضی در کار نبود! 

صالح کهندل زندان گوهردشت سالن 12.