ما سرفراز از «بي مقدار»ي خود!...

 توضيح شايد اضافي: 
گفتند كه تشنه به خوني بي آبرو شعرم را «بي مقدار» و خودم را «مداح دربار رجوي» خوانده است. پيش از اين نيز وقتي شعري دربارة اعتصاب كنندگان زندانها در ايران نوشته بودم شعرم را در وصف زندانيان خطرناك با جرائمي غير قابل اغماض خوانده بود. اين حرفها صف بندي ها را بهتر و بيشتر مشخص مي كند. من البته همة اين اتهامات را، ايضا بقيه را كه در ساير سايتهاي وزارتي هست و پرونده شان را هم دارم، جزو افتخارات خود مي دانم. من البته خوشحالم كه «شاعري بي مقدار»هستم و نه «آدم فروشي با مقدار» من به اين «بي مقدار»ي خود مفتخرم. كما اين كه به شعر گفتن دربارة برادر مسعود يا مريم رجوي افتخار مي كنم. و البته شاعر همان زندانيان با جرمهاي آن چناني هستم. چه افتخاري بالاتر از اين؟ آنها كه در دار دنيا چيزي و كسي را ندارند. اي كاش من اقلا بتوانم شاعر آنها باشم! البته نوچه هاي سربازجو محمد توانا و هم جبهه گان با قاضي صلواتي چنين گناهي را بر من نمي بخشايند و چه بهتر! 
________________________________________ 

وقتي زني در خيابان فرياد مي كشد 
و مردي در زندان از شكوفه ها مي گويد 
رزمنده اي بر شقيقة اندوه شليك مي كند 
و شاعر گلي مي شود 
كه در شب مي شكوفد 
و عطر شعرش خانه را پر مي كند. 
و من آنگاه 
غيظ شيخان 
و حسد حاسدان را خوب مي فهمم. 

عاطفه اقبال رفوزه ای هم ارقه هم عجوزه!

در فرهنگ فارسی و در اصطلاحات متداول عامه؛ آدمهای مکار ؛دریده؛ کلاش؛ نابکار و نادرست را ارقه می گویند. عجوزه هم به معنای عجز و درماندگی و  پیره زن  عاجزو عفریته است. رفوزه هم در فرهنگ فارسی کسی را گویند که ردشده، مردود، ناکام و ناموفق در امتحان باشد. 
در اینجا مراد از عنوان این نوشته توصیف کسی است که شخصیت و ماهیتش  بیان و ترجمان واقعی این اصطلاحات و معانی است.
در روانشناسی توهم را پریشان پنداری می نامند و فرد متوهم کسی است که موضوعاتی را حس و ادراک می کند که واقعیت ندارند ولی او آنها را واقعی می پندارد و بر آن اصرار می ورزد. دلایل بروز توهم البته گوناگون است؛ اما ریشه در اختلالهای روانی دارد. مثلا وقتی یک فرد به کناره گیری شدید از واقعیت دچار می شود؛ بیمار اسکیزوفرنی نامیده می شود.
شخص متوهم دچار هزیان و کابوس هم می شود و می پندارد کسی یا کسانی قصد جان او را کرده‌اند یا  موجودی را می بیند که به او حمله می‌کند و می خواهد او را نابود کند و از بین ببرد. توهم و هذیان  توامان از نشانه‌های بارز  در تمیز و تشخیص اختلالهای روانی شدید هستند. 
حال اگر فرد خود شیفته یا خود پسندو باصطلاح فرنگی «نارسیست» و خود بزرگ بین هم باشد؛ میشود جانوری مانند عاطفه اقبال و امثالهم که بهترین طعمه برای وزارت اطلاعات رژیم هستند و شدند.
علائم  خودشیفتگی را خیالبافی؛  خود را بی نظیر و استثنایی  دانستن که دیگران درکش نمی کنند. نیاز مفرط به ستایش و تمجید از سوی دیگران؛ حق به جانب؛ استثمارگر؛ درمانده و ناتوان از دوست داشتن و یکدلی و یک رنگی با مردم بودن ؛ حسود و فرافکن و متکبر و خودبین بودن و فقط منم زدن می شناسند.
دیدگاه و جهان بینی فرد خودشیفته خود محوری و استثنائی بودن  است و چنان تشنه جلب توجه دیگران است که هیچ  حد و مرزی نمی شناسد. عطش خودشیفتگی این فرد  هر چه بیشتر توجه دیگران را به خود جلب کند بیشتر می شود و همیشه هم تشنه باقی می ماند. رابطه اش با سایرین رابطه ا ی بی عاطفه یک طرفه و یک جانبه و صرفا دریافت کننده است. اهل پرداخت و قیمت دادن نیست. بسیار جبون و ترسو است. اینگونه افراد خود پسند؛ بی وفا و تشنه قدرت اند که در ظاهری  آراسته و جذاب نمایان می شوند و پس از رسیدن به هدف خود ۱۸۰ درجه تغییر مسیر می دهند. 
جانوری که وصف و ذکرش شد؛ وجودی متوهم و متناقض بود که آخر الامر در منجلابی که باید؛ فرو رفت. او مدتها ترس و تصورهای خیالی و کابوسهای شبانه و به قول خودش «خواب های پریشانش» را را می نوشت و در فیسبوک خود هم منتشر می کرد. هر کس که نوشته هایش را نیم نگاهی می انداخت متوجه میشد که رفوزه ای است عجوزه و متوهم و خود پسند  که هیچ چیز ارضای عطش درماندگی اش  نمی کند. او به درستی با هم جنس های خود (تواب تشنه بخون و ...) به پرواز در آمد که از دیگرانی که او نمی خواست و نمی توانست مانند آنان باشد انتقام بگیرد.

هادي شعباني از مأموران وزارت اطلاعات و انجمن نجات رژيم در استان مازندران

هادی شعبانی با همکاری قربانعلی پور احمدی نهایتا با سربه نیست کردن صمد نظری(اطلاعاتی دیگر ) به میز ریاست نجات رژیم در مازندران دست یافت. 
در قسمت اول این گزارش آمده بود که 
- هادی شعبانی توسط وزارت اطلاعات وشخص محمد جواد هاشمی نژاد سرکرده مافیای هابیلیان که خود یکی از مدیران وزارت بد نام اطلاعات است آنقدر بروی صندلی ندامت وخیانت نشانده شد نوشت وهاشمی نژاد خط زد ئیا پاره کرد وشعبانی هی نوشت هی نوشت تا نهایتا چند کتاب ندامت نامه وغلط کردنگوئی دلخواه هاشمی نژاد از هادی شعبانی خائن استخراج کردند.
-بعد  زمانی که شعبانی مزدور دلخواه وزارت اطلاعات شد برای مزدور گردانی به شهرستانهای مختلف از جمله مشهد برده شد.
- بعد ازندامت نامه ها و غلط کردنگوئی های ازهادی شعبانی فیلم ها ساختند که یک زمانی مدرکی در دست وزارت باشد تا هوس کار دیگری نکند.
بعد هم آورده بودیم که 
۱- هادی شعبانی تير۸۳ به تيف گريخت و پس از جلب نظر مأموران رژيم از طريق همكاري اطلاعاتي، 
۲-  در تاريخ۱۸  اسفند۸۳ به نزد ملاها بازگشته و
۳-  بلافاصله به استخدام رسمي وزارت بدنام اطلاعات درآمد.
    مأموريت‌هاي اين مزدور
-  سرکرده تجمع مزدوران در انجمن نجات 
 -  اراجيف گويي عليه مجاهدين، 
-  دوره گردي و لجن پراكني،
 -  تحت فشارگذاشتن خانواده‌هاي مجاهدين براي شركت درنمايش هاي رژيم
-  شناسايي و معرفي مخالفين رژيم، 
-  ترويج خيانت و تسليم، 
-  توجيه شكنجه و سركوب توسط جنايتكاران حكومت آخوندي،
 -  شركت فعال در سيرك ولايت عليه اشرفيان،
-   فعاليت در سايتهاي وزارت اطلاعات وانجمن نجات رژیم
اماهادی شعبانی با همه این خوش رقصی ها وجنایات بسیار روشن است که وزارت اطلاعات  به این آدمهای خائن وخودفروخته اعتماد نمیکند.
 یکی از مدیران وزارت اطلاعات گفته بود که این آدمها (منظورش ادمهای مانند هادی شعبانی وکسانی که بریدند وزیر عبای ملا رفتند)خیلی خطر ناکند سر سوزنی قابل اعتماد نیستند ایم مدیر وزارت اطلاعات در ادامه :

شبکه جنگ نرم رژیم علیه مجاهدین

  دوستی که کمی دستش در کار است و اخیراً "اخبار را با دقت بیشتری دنبال می‌کند از بهت‌زدگی و حیرتی که با دنبال کردن انبوه تبلیغات علیه مجاهدین به آن دچار شده می‌گوید. از سایت‌های رنگارنگ رسمی وزارت اطلاعات تا سایت‌های ظاهراً "غیررسمی در رنگ‌های مختلف از چپ بگیر تا راست و میانه که چراگاه مقاله نویسهای وزارتی درپوش اپوزیسیون هستند و حتی رسانه های فارسی زبان متعلق به کشورهای غربی که ظاهراً" باید بی طرف باشند و در کل مجاهدین و شورای ملی مقاومت را تحریم خبری کرده اند و زمانی هم که اخبار مربوط به آنها را پوشش می دهند بیشتربه جوسازی منفی تبلیغاتی شبیه است تا خبر رسانی و دهها مقاله نویس مجهول و معلوم از عضو سابق مجاهدین و شورا بگیر تا شاعربریده و تواب اپوزیسیون نما ووووو.
به قول او این تازه در دنیای مجازی و در خارج کشور است و شامل رسانه های داخل و ارتش سایبری و رسانه های خارجی زبان رژیم ووو... نمی شود و ادامه می دهد، حتما جنگ با مجاهدین باید برای رژیم خیلی حیاتی باشد که این همه نیرو می گذارد. سپس می‌گوید؛ آنچه او را گیج کرده این است که مجاهدین که فعلا در لیبرتی محصور هستند و نمی توانند با رژیم و پاسدارها درگیر شوند تازه چند هزار آدم کجا و این همه پاسدار و بسیجی و اطلاعاتی ووووووو کجا؟

خبرگان بستر اصلی جنگ هژمونی

تبلیغات هر دو باند حکومتی از سخنرانیهای مهره‌های رژیم تا نمایشهای جمعه و جماعت در تهران و سایر شهرهای کشور و تا مقالات رسانه‌ها، عمدتاً بر انتخابات خبرگان ارتجاع متمرکز است.
 آخوند صدیقی در نمایش جمعه تهران (۲۰/۹/۸۴) : «نظارت استصوابی شورای نگهبان… حق مردم است که خبرگان، محل فتنه و فتنه‌گر نباشد… نص قانون اساسی و یک کار عقلایی پذیرفته شده در تمام عالم است.»
 آخوند طائب رئیس قرارگاه عمار: «وای به‌حال مجلس خبرگان اگر دست فراریهای از جهاد بیفتد» (سایت حکومتی خبرآنلاین-۲۲آذر۹۴).
 «فتنه‌گران می‌خواهند مجلس خبرگانی را که محل ’اجتهاد و شیخیت [شیخوخیت] ’ است، به محلی برای ’جنجالهای سیاسی’ تبدیل کنند» (سایت حکومتی جهان-۲۱آذر۹۴).
 سؤال این است که چرا و تحت تأثیر چه عواملی، خبرگان ارتجاع که همیشه خودش و نمایش انتخاباتی‌اش یک امر حاشیه‌یی بود، در حال حاضر این قدر در رژیم اهمیت و حساسیت پیدا کرده است؟
 پاسخ این است که در نظام آخوندی کار اصلی خبرگان ارتجاع تعیین به‌اصطلاح رهبر و ولی‌فقیه نظام است و از آنجا که در حال حاضر نظام ولایت‌فقیه بر اثر زهرخوران و برجام و همچنین چشم‌انداز زهرخوران سوریه و برشام، در ضعیفترین نقطه خود قرار دارد و به‌خصوص موقعیت خامنه‌ای به‌شدت متزلزل شده و زیر سؤال رفته است؛ خبرگان اهمیتی مضاعف یافته است.

اجلاس موفق اپوزسیون سوریه در ریاض و ائتلاف ۳۵ کشور مسلمان دو تحول مهم

روز پنجشنبه ۱۰ دسامبر گروههای مخالف ٰرژیم اسد در پایان اجلاس دو روزه خود در ریاض پایتخت عربستان سعودی به بیانیه مشترکی دست یافتند که شامل ۵ محور بود:
حفظ تمامیت ارضی سوریه
خروج نیروهای خارجی
پایان وضعیت نظامی 
استقرار یک جانشین سیاسی برای رژیم نظامی اسد
برکناری اسد و جایی در آینده سوریه نداشتن
این توافق مشترک اپوزسیون سوریه با استقبال دولت های آمریکا؛ فرانسه؛ انگلستان؛ آلمان و ... روبرو گردید.تا قبل از اعلام نتیجه اجلاس ریاض کمتر کسی تصور می‌کرد که چنین نتیجه‌یی بتواند حاصل شود.
در بیانیه پایانی این اجلاس بر ضرورت حل بحران سوریه از طریق سیاسی و بر اساس بیانیه ژنو و قطعنامه‌های سازمان ملل و بر تأسیس حکومتی دموکراتیک، غیرنظامی و فدرال تأکید شد. 
آنها اعلام کردند که بر اساس بیانیه ژنو و تحت نظارت سازمان ملل و تضمینهای آن و در دوره‌ای مشخص، آماده شرکت در مذاکرات با نمایندگان رژیم اسد هستند و توافق شد که هیأتی از اپوزیسیون و نمایندگان رژیم اسد در خلال ده روز اول ژانویه با یکدیگر مذاکره کنند، اما رژیم اسد هر گونه مذاکره با اپوزیسیون را رد کرد.
در بیانیه ژنو از رژیم اسد خواسته شده که پرتاب بشکه‌های انفجاری و اعدامها را متوقف کند. تمامی زندانیان را آزاد کند. محاصره را از روی شهرها بردارد و اجازه ورود کمکهای انسانی را به تمامی شهرها بدهد. از روسیه نیز خواسته شده است که بمباران مناطق اپوزیسیون و غیرنظامیان را متوقف کند.
اپوزیسیون سوریه با انتخاب یک هیأت عالی ۳۲ نفر را برای شرکت در مذاکرات معرفی نمود . در این هیأت ۱۰ نماینده از گروه‌های مسلح، ۹عضو از ائتلاف، ۵ عضو از هیأت هماهنگی و ۸ شخصیت مستقل حضور دارند.
در طول ۵سال جنگ میان مردم سوریه با رژیم بشار اسد و با حمایت رژیم آخوندی، مهمترین مانع بر سر راه حمایتهای بین‌المللی از اپوزیسیون سوریه، تشتت و تعدد گروهها و جریانهای اپوزیسیون بود. چیزی که به رژیم آخوندی هم امکان داد که روی اختلافات سرمایه‌گذاری کند و آنها را رودرروی هم قرار دهد. همین وضعیت باعث شده بود که در اذهان بین‌المللی، گروه‌های مبارز به معتدل و غیرمعتدل دسته‌بندی شوند و قدرتهای جهان درگیر این نگرانی باشند که ممکن است کمکهای نظامی به دست گروه‌های غیرمعتدل برسد. این نگرانی زمینه لازم را برای غلبه سیاستهای مماشاتگرانه با رژیم آخوندی و دیکتاتور سوریه فراهم کرده بود. اکنون اعلام تشکیل یک هیأت واحد ۳۲ نفره شامل همه گروهها به‌عنوان نماینده مردم سوریه می‌تواند بر روی همه این نگرانی‌ها و پیامدهای ناشی از آن تا حد زیادی قلم بطلان بکشد و امکان محدود کردن سیاستهای مماشاتگرانه را فراهم سازد.
می توان گفت موفقیت اجلاس اپوزسیون سوریه در ریاض یک تحول مهم بود و گامی در راستای تحمیل جام برشام بر رژیم آخوندهااست.
از سوی دیگر و اندکی پس از این اجلاس و موفقیت آن؛ ما شاهد بیانیه مشترک تشکیل ائتلاف نظامی اسلامی برای مبارزه با تروریسم با حضور ۳۵ کشور در یک اتاق مشترک در ریاض پایتخت سعودی هستیم.

بیانیه کمیساریای عالی پناهندگان درباره کمپ لیبرتی

 کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در ژنو در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۵  ( ۲۳ آذر۹۴) بیانیه شماره ۱۳ خود درباره لیبرتی تحت عنوان بیانیه بروز شده پیرامون اجرای راه حل در مورد ساکنان مکان موقت عبور (لیبرتی) را منتشر کرد.    اینجا
Update No. 13 Update on the implementation of solutions for residents of Hurriya Temporary Transit Location (TTL)  2015 has seen the largest number of relocations out of Iraq in a calendar year since the international community and the Government of Iraq began efforts to find relocation opportunities for residents of the Hurriya Temporary Transit Location (TTL) in 2011.
کمیساریا در این بیانیه حمله موشکی به لیبرتی را قویا محکوم کرد و به نقل از کمیسر عالی آنتونیو گوترز نوشت «من بسیار نگران صدماتی هستم که برکسانی که در کمپ لیبرتی زندگی می کنند وارد آمده است ...و شناسایی و مواخذه مسئولان این واقعه باید ادامه پیدا کند.»
بیانیه تصریح میکند از سال ۲۰۱۱ تا اواخر ۲۰۱۵  حدود یک سوم ساکنان به خارج از عراق منتقل شده اند و این با همکاری و انعطاف ساکنان حاصل شد که علیرغم شرایط سخت از جمله حمله موشکی و جان باختن ۲۴ تن از آنها و مجروح شدن ده ها تن دیگر پروسه را ادامه دادند. کمیساریا می افزاید تعهد و تأمین عمدة هزینه های انتقال و مخارج زندگی افراد توسط ساکنان در این موفقیت نقش کانونی وحیاتی داشته است. 
کمیساریا از دولت عراق میخواهد همه اقدامات لازم برای تضمین امنیت و بهزیستی ساکنان و دسترسی به درمان ضروری پزشکی به عمل بیاورد و به فراهم کردن اجناس و خدمات برای آنکه ساکنان بتوانند ترتیبات حفاظت خود را بدهند کمک کند.
متن بیانیه بشرح زیر است: