مزدوري و مزدور پروري جزء ذات رژيم آخونديست - بخش ششم :نمونه اي از وقاحت و افول در سراشيبي سقوط با پوش خانواده!

توخود بخوان حديت اين مجمل: 
از آنجا كه عملكرد همه بريدگان خيانت، به خون شهيدان و مبارزان راه وطن هست، همه آنها نقش و جايگاه واحدي دارند، و در خدمت رژيمند، به همين خاطر به اين مورد اشاره مي كنيم كه چگونه، عاطفه ها رنگ مي بازد ، پدر! براي دخترش خط و نشان مي كشد و تهديد مي كند.
«وقتی که وزارت اطلاعات شوی خانواده های الدنگ را  با همکاری دولت مالکی برای زمینه سازی کشتار مجاهدین در درب اشرف راه اندازی کرد ، مصطفی محمدی جزو  اولین گردانندگان این شوی مسخره بود که نقش تحریک کننده را بعهده داشت و با ۳۲۰ بلندگو به آزار واذیت ساکنان اشرف می پرداخت.
او به همراه یک زن بسیجی و حزب اللهی به نام ثریا عبداللهی معرکه گردان اصلی خانواده های الدنگ  درجلو اشرف بودند .
آنها ازبلند گو اشرفیان را تهدید به دار زدن و آتش زدن اشرف و … می نمودند
به بخشهایی از لجن پراکنیهای او در رابطه با ساکنان اشرف که دختر خودش هم درمیان اشرفیان بود گوش کنید، تا  بیشتر به عمق رذالت وپادویی او برای وزارت اطلاعات پی بیرید .
طی مدتی که مصطفی محمدی درجلو اشرف بود ، از زهرا خانم نظام (ثربا عبداللهی) بعنوان رهبر بسیجی خودش نام برده و به همه خواستهای او تن میداد

متن پیاده شده نوار  فيلم اينجا
زهرا خانم نظام ثریا عبداللهی ، مامور وزارت اطلاعات درحالی که مصطفی محمدی نیز درکنارش  ایستاده است است یقه درانی می کند :« بدونید هرکسی، اون کسایی علی الخصوص که درراس این اشرفند ،که درمرکز این اشرفند بدونند، اشرفو مسعودو، تمام مسولین اصل اینجا رو بخاک وخون می کشیم ،  این رو بدونین من جلوی این بچه ها را نگه داشتم ، اگه، بگم شبونه حمله کنید، میدونید که یکی تون سالم نمی مونه اون تو ، هی به این و اون پیغام ندید یک عده مزدور اومده ، ما با مدرک وسند با عکس وپاسپورت وارد این کشور شدیم.مدارک وسندهای ما پیش رییسان بغداده ، پیش ارتشیان بغداده ، ما با مدرک وسند وارد شدیم. این دادهای من یه روز برای شما خیلی گرون تمام میشه ، می دونین کی ؟ اون زمانی که همین جا اون دارها رو به بالا می کشم و دونه دونه تون رو به دار می کشم .“
مصطفی محمدی مزدور : “پس صبر کنید چند دقیقه دیگه می آیم بقیه را یک مرتیه برایتان میزنم ..“
ثریا بسیجی : “ای سران اشرف ، من یک کلمه روز سه شنبه به شما گفتم ، اشرف را به آتش خواهم کشید،“
مصطفی محمدی مزدور : “حالا یک چیز دیگه میخواهم بهت بگم ، درهمین دگر گونی اخیر دعوای گرگها تو ایران“
ثریا بسیجی : “پس امشب پس تا پاسی ازشب این جا می شینم ، ای دربندگان ،  ای گرفتاران دست رجوی شنیدید ؟ عمر رجوی بدانید به پایان رسیده ، این هم اعلامیه ای ازطرف بتول سلطانی بود که ۲۰ سال دراین زندان حجر بود “مصطفی محمدی در راس این رئیسان بوده ، سرنوشت ننگینی درانتظار شماست میتونید امشب تصمیم بگیرید ، اگرجوابی ندادید فردا روز جمعه برای شما خیلی دیره “
مصطفی محمدی مزور : “نه این که خانواده پشت خانواده میارم ، نه این که خانواده ازایران ، از اروپا میارم ، خبرنگاران هم میارم ، بسه دیگه این قدر زیر دامن این آمریکاییها شیر داری میمکی، میکشمت بیرون از زیر دامن امریکاییها، ماخانواده ها،  البته این جا یک خواهر بسیجی داریم ها،  اون روکردیم رهبر خودمون ، این خواهر بسیجی ما دنبال توهستیم ، بسیجی بی ترمز“.
ثریا بسیجی : “تک تکتون را جلو همین اشرف به دارمیکشم، اشرف رابخاک و خون میکشیم. من خودم بالشخصه حاضرم ازهزینه خودم هر مبلغی ۵میلیون ، برای هر نفر ۱۰میلیون ، ۲۰ میلیون من حاضرم ، هرمبلغی که شما نیاز دارید به شما بدم درمقابل به من اسیران را تحویل بدهید. بهوش باشید این اقدامات ما به همین زودی بصورت حمله شروع خواهد شد.چون یواش یواش صبر ما طاق شده ، هم ، اسیرامون خسته شدن هم ما، اگربیشتر ازاین طول بکشه،  اگر بیشتر ازاین طول بکشه،  حمله را شروع میکنیم .پس تصمیم را سریعتر بگیرید و تا زمانی که خواسته ما برآورده نشه این صدا ها شدید تر ، شدیدتر وشدیدتر خواهد شد. من دیروز گفتم نه تنها انگلیس ، مصر ، آلمان ، امریکا ، اعوذ بالله خدا هم درمقابل خواسته ما نمیتونه کاری بکند. بشنو ، بشو ، فردا ۸ بلندگوی دیگر گفتم برای من بیاورند، گفتم ۱۰۰۰ نفر ازایران برای من وابستگان اسیرانی که اینجا هستند بفرستند.اشرف را بخاک و خون میکشیم ، ۱۰۰۰ نفر در راهند .
ولکن ولکن، ای اشرفیان بی حیا بشنوید و بترسید. ازاین ۱۸ نفر که درصف اول مصطفی محمدی است و مصطفی محمدی فیلمبرداری کرده و نامه های کتبی از سران بالا برای مجازات اسیران داره . الله اکبر گویان به طرف دربیایید. ذهن شما را شتشوی مغزی کرده اند. اشرف با ورود ما به پایان رسیده و نام اشرف ، نام مجاهدین خلق ، مرگ بر مجاهد ، ازتاریخ امروز قلم قرمز خورده ، تاریخ مجاهدین خلق تمام شده . ای اشرفیان ، ننگتان باد ، ننگتان باد ، ننگتان باد ، پرونده چرکینی دارید . مرگ بر شما مرگ برفکر ننگین شما اکنون قطعنامه  دیگری
صادر میکنیم ، ما آزادی تمامی اسیران را از این سیاهچال را خواستاریم  ما اکنون آزادی تک تک اسیران را ازاین سیاهچال خواستاریم  ننگتان باد .“
لجن پراکنی های مصطفی محمدی و ثریا عبداللهی که فرزند او هم از مجاهدین اشرفی است ، بخوبی نشان میدهد که در آنها هیچ عنصری از عواطف پدری ومادری وحتی انسانی باقی نمانده است ، براستی که آنها از دست آموزان محمد گیلانی و آخوند جنتی و …. هستند که  به خاطر مزدوری برای نظام ولایت فقیه و پول حاضر هستند که فرزندان خودشان را هم قربانی نمایند

همکاری با کارگردان  وزارت اطلاعات برای ساختن فیلم
پس ازمدتی ، وزارت اطلاعات به او ماموریت میدهد ، برای ساختن یک فیلم علیه مجاهدین با یک کارگردان وزارت اطلاعات، همکاری نماید .این کارگردان “مرتضی پیاده شناس“ نام دارد. او قبلا هم فیلمهایی علیه مجاهدین تولید کرده بود .
مرتضی پیاده شناس با همکاری مصطفی محمدی فیلم پرهزینه و گرانقیمت ولی سراسر دروغ و فریب به نام “فیلم ناتمام برای دخترم سمیه “را تولید کرد. داستان این فیلم تماما بر دروغهای مصطفی محمدی و چند مامور وزارت اطلاعات آخوندی تهیه شده  است . مصطفی محمدی شخصیت اول این فیلم میباشد، تمامی آرشیو خانوادگی مصطفی محمدی دراختیار کارگردان مزدور وزارت اطلاعات قرارگرفته اس. بخشهایی از فیلم های آرشیو خانوادگی مصطفی محمدی وهم چنین فیلمهایی که او دراشرف گرفته بود درفیلم تهیه شده مورد استفاده کارگردان قرارگرفته است .دراین فیلم کارگران مصاحبه های سراسر دروغی دیگری را هم  از برخی ماموران وزارت اطلاعات مانند ، محمد حسن سبحانی ، بتول سلطانی و نسرین ابراهیمی را نیز جای داده است

کارگردان وزارت اطلاعات در مصاحبه ای با روزنامه ایران در تاریخ ۱۰ بهمن ۹۲ درمورد نحوه آشنایی با مصطفی محمدی مینویسد:“ «در سال ۸۷ قرار شد که فیلمی درباره سازمان مجاهدین خلق کار کنم که نتیجه آن فیلمی شد به نام «ملاقات پشت دیوار اشرف». در جریان ساخت این فیلم با خانواده مصطفی محمدی آشنا شدم و ارتباطم را با آنها از طریق تلفن و ایمیل ادامه دادم. کمی بعد در یکی از کشورهای خارجی با آنها قرار ملاقات گذاشتم و پیشنهاد دادم که فیلمی درباره زندگی شان بسازم و خانوادگی اعضای خانواده مصطفی محمدی را نگاه کردم تا به فضای ذهنی او رسیدم.»
براساس همین گزارش :“در پایان این مراسم “مرکز سینما فیلم“ و “موسسه راهبردی دیده بان“ با اهدای لوح و هدایایی از تهیه کننده، کارگردان، مدیرتولید و تصویربردار فیلم مستند “ناتمامی برای دخترم سمیه” تجلیل به عمل آورد

موسسه راهبردی دیدبان ، وابسته به وزارت اطلاعات می باشد .
فیلمساز وزارت اطلاعات برای مصطفی محمدی سنگ تمام گذاشته و در “جام جم سینما“ در تاریخ پنجشنه ۲ مرداد ۹۳ میگوید: “فکر می کنم که مهمترین کسی که باید قدردانی شود،«مصطفی محمدی» و خانواده اش است که شجاعت داشتند تا در چنین ابعادی اعتراف کنند.“
لازم به یاد آوری است که :این به اصطلاح  فیلم درسال ۲۶ خرداد۹۳، بصورت بسیار عجولانه یک روز قبل از برگزاری بزرگترین گردهمایی سالانه مقاومت ایران درویلپنت پاریس از سه شبکه  رژیم پخش گردیده است
ماموریت مصطفی محمدی در اور سور اواز فرانسه 
اکنون در دوران بن بست و شکست های رژیم آخوندی ، وزارت اطلاعات ماموریت جدیدی را به مصطفی محمدی در پاریس محول کرده است .او درتاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۵ برطبق یک طرح و برنامه  مشخص وزارت اطلاعات، به همراه دخترش حوریه و یک مرد سیاهپوست که مدعیست وکیلش میباشد به  اور آمده بود.
دختر او به نام حوریه دوربینی را به منظور شناسایی و فیلمبرداری ازمنطقه اور وساکنان آن  به دستش بسته بود . تادرطرحهای تروریستی وزارت اطلاعات درآینده مورد استفاده قرار بگیرد. ولی پس ازافشاگری مجاهدین درمورد مزدوری مصطفی محمدی و ارائه اسناد ومدارک مزدوری این خانواده ، پلیس تمامی فیلمهایی آنها را ضبط کرد وطرحشان با شکست مواجه شد

روزنامه پاری مارچ فرانسه : “خیلی سخت است که تصور کنیم که داستان او(مصطفی محمدی) توسط واواک، وزارت اطلاعات ایران «تنظیم» نشده است“
داستان مزدوری مصطفی محمدی و وابستگی او به وزارت اطلاعات رژیم آخوندی آنچنان عیان است که  حتی از چشم نویسنده مقاله پاری مارج فرانسه که فقط یک بار او را دیده است ، نیز مخفی نمانده است .
روزنامه پاری مارج فرانسه طی مقاله ای به قلم  “فرانسوادلبار“ درتاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۵ مینویسد ::“ چند روز مانده به گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین خلق ایران که شنبه در ویلپنت برگزار میشود، یک شهروند ایرانی که از پاریس عبور میکرد درخواست کرد که با ما ملاقات کند. مصطفی محمدی یک عضو سابق سازمان….. این تواب که در کانادا در تبعید است، برایمان در حالی که اشک در چشم دارد توصیح میدهد که دخترش بیش از بیست سال است که محبوس است. ….. اما در حالی که مصطفی محمدی به ما میگوید که از کانادا می آید، ساعتش به وقت تهران است. وی جواب میدهد «این وقت قلب من است.»خیلی سخت است که تصور کنیم که داستان او توسط واواک، وزارت اطلاعات ایران «تنظیم» نشده است
دوستان فیس بوکی او نیز همه ماموران وزارت اطلاعات وانجمن نجات میباشند

از دولت کانادا میخواهیم که براساس قانونی که اخیرا درکا نادا تصویب شده است ، خانواده مصطفی محمدی را اولا به دلیل مزدوریشان وثانیا به دلیل این که به ایران میروند از خاک کانادا اخراج نموده و او را به نزد اربابانشان آخوندهای جنایتکار بفرستند.
هم چنین از کشورهای اروپایی میخواهیم که ضمن دستگیری این عامل آخوندها براساس مصوبه سال ۱۹۹۷ اتحادیه اروپا از ورود او به کشورهای اروپایی جلوگیری کنند و او را به ایران برگردانند) منبع سایت پژواک ایران زمین.(
يك ادعا  لو رفته و پوچ، لق لق زبان مزدوران رژيم:

به بخشهایی از لجن پراکنیهای او در رابطه با ساکنان اشرف که دختر خودش هم درمیان اشرفیان بود گوش کنید، تا  بیشتر به عمق رذالت وپادویی او برای وزارت اطلاعات پی بیرید .
طی مدتی که مصطفی محمدی درجلو اشرف بود ، از زهرا خانم نظام (ثربا عبداللهی) بعنوان رهبر بسیجی خودش نام برده و به همه خواستهای او تن میداد

متن پیاده شده نوار 
زهرا خانم نظام ثریا عبداللهی ، مامور وزارت اطلاعات درحالی که مصطفی محمدی نیز درکنارش  ایستاده است است یقه درانی می کند :« بدونید هرکسی، اون کسایی علی الخصوص که درراس این اشرفند ،که درمرکز این اشرفند بدونند، اشرفو مسعودو، تمام مسولین اصل اینجا رو بخاک وخون می کشیم ،  این رو بدونین من جلوی این بچه ها را نگه داشتم ، اگه، بگم شبونه حمله کنید، میدونید که یکی تون سالم نمی مونه اون تو ، هی به این و اون پیغام ندید یک عده مزدور اومده ، ما با مدرک وسند با عکس وپاسپورت وارد این کشور شدیم.مدارک وسندهای ما پیش رییسان بغداده ، پیش ارتشیان بغداده ، ما با مدرک وسند وارد شدیم. این دادهای من یه روز برای شما خیلی گرون تمام میشه ، می دونین کی ؟ اون زمانی که همین جا اون دارها رو به بالا می کشم و دونه دونه تون رو به دار می کشم .“
مصطفی محمدی مزدور : “پس صبر کنید چند دقیقه دیگه می آیم بقیه را یک مرتیه برایتان میزنم ..“
ثریا بسیجی : “ای سران اشرف ، من یک کلمه روز سه شنبه به شما گفتم ، اشرف را به آتش خواهم کشید،“
مصطفی محمدی مزدور : “حالا یک چیز دیگه میخواهم بهت بگم ، درهمین دگر گونی اخیر دعوای گرگها تو ایران“
ثریا بسیجی : “پس امشب پس تا پاسی ازشب این جا می شینم ، ای دربندگان ،  ای گرفتاران دست رجوی شنیدید ؟ عمر رجوی بدانید به پایان رسیده ، این هم اعلامیه ای ازطرف بتول سلطانی بود که ۲۰ سال دراین زندان حجر بود “مصطفی محمدی در راس این رئیسان بوده ، سرنوشت ننگینی درانتظار شماست میتونید امشب تصمیم بگیرید ، اگرجوابی ندادید فردا روز جمعه برای شما خیلی دیره “
مصطفی محمدی مزور : “نه این که خانواده پشت خانواده میارم ، نه این که خانواده ازایران ، از اروپا میارم ، خبرنگاران هم میارم ، بسه دیگه این قدر زیر دامن این آمریکاییها شیر داری میمکی، میکشمت بیرون از زیر دامن امریکاییها، ماخانواده ها،  البته این جا یک خواهر بسیجی داریم ها،  اون روکردیم رهبر خودمون ، این خواهر بسیجی ما دنبال توهستیم ، بسیجی بی ترمز“.
ثریا بسیجی : “تک تکتون را جلو همین اشرف به دارمیکشم، اشرف رابخاک و خون میکشیم. من خودم بالشخصه حاضرم ازهزینه خودم هر مبلغی ۵میلیون ، برای هر نفر ۱۰میلیون ،
۲۰ میلیون من حاضرم ، هرمبلغی که شما نیاز دارید به شما بدم درمقابل به من اسیران را تحویل بدهید. بهوش باشید این اقدامات ما به همین زودی بصورت حمله شروع خواهد شد.چون یواش یواش صبر ما طاق شده ، هم ، اسیرامون خسته شدن هم ما، اگربیشتر ازاین طول بکشه،  اگر بیشتر ازاین طول بکشه،  حمله را شروع میکنیم .پس تصمیم را سریعتر بگیرید و تا زمانی که خواسته ما برآورده نشه این صدا ها شدید تر ، شدیدتر وشدیدتر خواهد شد. من دیروز گفتم نه تنها انگلیس ، مصر ، آلمان ، امریکا ، اعوذ بالله خدا هم درمقابل خواسته ما نمیتونه کاری بکند. بشنو ، بشو ، فردا ۸ بلندگوی دیگر گفتم برای من بیاورند، گفتم ۱۰۰۰ نفر ازایران برای من وابستگان اسیرانی که اینجا هستند بفرستند.اشرف را بخاک و خون میکشیم ، ۱۰۰۰ نفر در راهند .
ولکن ولکن، ای اشرفیان بی حیا بشنوید و بترسید. ازاین ۱۸ نفر که درصف اول مصطفی محمدی است و مصطفی محمدی فیلمبرداری کرده و نامه های کتبی از سران بالا برای مجازات اسیران داره . الله اکبر گویان به طرف دربیایید. ذهن شما را شتشوی مغزی کرده اند. اشرف با ورود ما به پایان رسیده و نام اشرف ، نام مجاهدین خلق ، مرگ بر مجاهد ، ازتاریخ امروز قلم قرمز خورده ، تاریخ مجاهدین خلق تمام شده . ای اشرفیان ، ننگتان باد ، ننگتان باد ، 
ننگتان باد ، پرونده چرکینی دارید . مرگ بر شما مرگ برفکر ننگین شما اکنون قطعنامه  دیگری
صادر میکنیم ، ما آزادی تمامی اسیران را از این سیاهچال را خواستاریم  ما اکنون آزادی تک تک اسیران را ازاین سیاهچال خواستاریم  ننگتان باد .“
لجن پراکنی های مصطفی محمدی و ثریا عبداللهی که فرزند او هم از مجاهدین اشرفی است ، بخوبی نشان میدهد که در آنها هیچ عنصری از عواطف پدری ومادری وحتی انسانی باقی نمانده است ، براستی که آنها از دست آموزان محمد گیلانی و آخوند جنتی و …. هستند که  به خاطر مزدوری برای نظام ولایت فقیه و پول حاضر هستند که فرزندان خودشان را هم قربانی نمایند
همکاری با کارگردان  وزارت اطلاعات برای ساختن فیلم
پس ازمدتی ، وزارت اطلاعات به او ماموریت میدهد ، برای ساختن یک فیلم علیه مجاهدین با یک کارگردان وزارت اطلاعات، همکاری نماید .این کارگردان “مرتضی پیاده شناس“ نام دارد. او قبلا هم فیلمهایی علیه مجاهدین تولید کرده بود .
مرتضی پیاده شناس با همکاری مصطفی محمدی فیلم پرهزینه و گرانقیمت ولی سراسر دروغ و فریب به نام “فیلم ناتمام برای دخترم سمیه “را تولید کرد. داستان این فیلم تماما بر دروغهای مصطفی محمدی و چند مامور وزارت اطلاعات آخوندی تهیه شده  است . مصطفی محمدی شخصیت اول این فیلم میباشد، تمامی آرشیو خانوادگی مصطفی محمدی دراختیار کارگردان مزدور وزارت اطلاعات قرارگرفته اس. بخشهایی از فیلم های آرشیو خانوادگی مصطفی محمدی وهم چنین فیلمهایی که او دراشرف گرفته بود درفیلم تهیه شده مورد استفاده کارگردان قرارگرفته است .دراین فیلم کارگران مصاحبه های سراسر دروغی دیگری را هم  از برخی ماموران وزارت اطلاعات مانند ، محمد حسن سبحانی ، بتول سلطانی و نسرین ابراهیمی را نیز جای داده است
کارگردان وزارت اطلاعات در مصاحبه ای با روزنامه ایران در تاریخ ۱۰ بهمن ۹۲ درمورد نحوه آشنایی با مصطفی محمدی مینویسد:“ «در سال ۸۷ قرار شد که فیلمی درباره سازمان مجاهدین خلق کار کنم که نتیجه آن فیلمی شد به نام «ملاقات پشت دیوار اشرف». در جریان ساخت این فیلم با خانواده مصطفی محمدی آشنا شدم و ارتباطم را با آنها از طریق تلفن و ایمیل ادامه دادم. کمی بعد در یکی از کشورهای خارجی با آنها قرار ملاقات گذاشتم و پیشنهاد دادم که فیلمی درباره زندگی شان بسازم و خانوادگی اعضای خانواده مصطفی محمدی را نگاه کردم تا به فضای ذهنی او رسیدم.»
براساس همین گزارش :“در پایان این مراسم “مرکز سینما فیلم“ و “موسسه راهبردی دیده بان“ با اهدای لوح و هدایایی از تهیه کننده، کارگردان، مدیرتولید و تصویربردار فیلم مستند “ناتمامی برای دخترم سمیه” تجلیل به عمل آورد
موسسه راهبردی دیدبان ، وابسته به وزارت اطلاعات می باشد .
فیلمساز وزارت اطلاعات برای مصطفی محمدی سنگ تمام گذاشته و در “جام جم سینما“ در تاریخ پنجشنه ۲ مرداد ۹۳ میگوید: “فکر می کنم که مهمترین کسی که باید قدردانی شود،«مصطفی محمدی» و خانواده اش است که شجاعت داشتند تا در چنین ابعادی اعتراف کنند.“
لازم به یاد آوری است که :این به اصطلاح  فیلم درسال ۲۶ خرداد۹۳، بصورت بسیار عجولانه یک روز قبل از برگزاری بزرگترین گردهمایی سالانه مقاومت ایران درویلپنت پاریس از سه شبکه  رژیم پخش گردیده است
ماموریت مصطفی محمدی در اور سور اواز فرانسه 
اکنون در دوران بن بست و شکست های رژیم آخوندی ، وزارت اطلاعات ماموریت جدیدی را به مصطفی محمدی در پاریس محول کرده است .او درتاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۵ برطبق یک طرح و برنامه  مشخص وزارت اطلاعات، به همراه دخترش حوریه و یک مرد سیاهپوست که مدعیست وکیلش میباشد به  اور آمده بود.
دختر او به نام حوریه دوربینی را به منظور شناسایی و فیلمبرداری ازمنطقه اور وساکنان آن  به دستش بسته بود . تادرطرحهای تروریستی وزارت اطلاعات درآینده مورد استفاده قرار بگیرد. ولی پس ازافشاگری مجاهدین درمورد مزدوری مصطفی محمدی و ارائه اسناد ومدارک مزدوری این خانواده ، پلیس تمامی فیلمهایی آنها را ضبط کرد وطرحشان با شکست مواجه شد
روزنامه پاری مارچ فرانسه : “خیلی سخت است که تصور کنیم که داستان او(مصطفی محمدی) توسط واواک، وزارت اطلاعات ایران «تنظیم» نشده است“
داستان مزدوری مصطفی محمدی و وابستگی او به وزارت اطلاعات رژیم آخوندی آنچنان عیان است که  حتی از چشم نویسنده مقاله پاری مارج فرانسه که فقط یک بار او را دیده است ، نیز مخفی نمانده است .

روزنامه پاری مارج فرانسه طی مقاله ای به قلم  “فرانسوادلبار“ درتاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۵ مینویسد ::“ چند روز مانده به گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین خلق ایران که شنبه در 

ویلپنت برگزار میشود، یک شهروند ایرانی که از پاریس عبور میکرد درخواست کرد که با ما ملاقات کند. مصطفی محمدی یک عضو سابق سازمان….. این تواب که در کانادا در تبعید است، برایمان در حالی که اشک در چشم دارد توصیح میدهد که دخترش بیش از بیست سال است که محبوس است. ….. اما در حالی که مصطفی محمدی به ما میگوید که از کانادا می آید، ساعتش به وقت تهران است. وی جواب میدهد «این وقت قلب من است.»خیلی سخت است که تصور کنیم که داستان او توسط واواک، وزارت اطلاعات ایران «تنظیم» نشده است
دوستان فیس بوکی او نیز همه ماموران وزارت اطلاعات وانجمن نجات میباشند

«وقتی که وزارت اطلاعات شوی خانواده های الدنگ را  با همکاری دولت مالکی برای زمینه سازی کشتار مجاهدین در درب اشرف راه اندازی کرد ، مصطفی محمدی جزو  اولین گردانندگان این شوی مسخره بود که نقش تحریک کننده را بعهده داشت و با ۳۲۰ بلندگو به آزار واذیت ساکنان اشرف می پرداخت.
او به همراه یک زن بسیجی و حزب اللهی به نام ثریا عبداللهی معرکه گردان اصلی خانواده های الدنگ  درجلو اشرف بودند .
آنها ازبلند گو اشرفیان را تهدید به دار زدن و آتش زدن اشرف و … می نمودند
به بخشهایی از لجن پراکنیهای او در رابطه با ساکنان اشرف که دختر خودش هم درمیان اشرفیان بود گوش کنید، تا  بیشتر به عمق رذالت وپادویی او برای وزارت اطلاعات پی بیرید .
طی مدتی که مصطفی محمدی درجلو اشرف بود ، از زهرا خانم نظام (ثربا عبداللهی) بعنوان رهبر بسیجی خودش نام برده و به همه خواستهای او تن میداد

متن پیاده شده نوار 
زهرا خانم نظام ثریا عبداللهی ، مامور وزارت اطلاعات درحالی که مصطفی محمدی نیز درکنارش  ایستاده است است یقه درانی می کند :« بدونید هرکسی، اون کسایی علی الخصوص که درراس این اشرفند ،که درمرکز این اشرفند بدونند، اشرفو مسعودو، تمام مسولین اصل اینجا رو بخاک وخون می کشیم ،  این رو بدونین من جلوی این بچه ها را نگه داشتم ، اگه، بگم شبونه حمله کنید، میدونید که یکی تون سالم نمی مونه اون تو ، هی به این و اون پیغام ندید یک عده مزدور اومده ، ما با مدرک وسند با عکس وپاسپورت وارد این کشور شدیم.مدارک وسندهای ما پیش رییسان بغداده ، پیش ارتشیان بغداده ، ما با مدرک وسند وارد شدیم. این دادهای من یه روز برای شما خیلی گرون تمام میشه ، می دونین کی ؟ اون زمانی که همین جا اون دارها رو به بالا می کشم و دونه دونه تون رو به دار می کشم .“
مصطفی محمدی مزدور : “پس صبر کنید چند دقیقه دیگه می آیم بقیه را یک مرتیه برایتان میزنم ..“
ثریا بسیجی : “ای سران اشرف ، من یک کلمه روز سه شنبه به شما گفتم ، اشرف را به آتش خواهم کشید،“
مصطفی محمدی مزدور : “حالا یک چیز دیگه میخواهم بهت بگم ، درهمین دگر گونی اخیر دعوای گرگها تو ایران“
ثریا بسیجی : “پس امشب پس تا پاسی ازشب این جا می شینم ، ای دربندگان ،  ای گرفتاران دست رجوی شنیدید ؟ عمر رجوی بدانید به پایان رسیده ، این هم اعلامیه ای ازطرف بتول سلطانی بود که ۲۰ سال دراین زندان حجر بود “مصطفی محمدی در راس این رئیسان بوده ، سرنوشت ننگینی درانتظار شماست میتونید امشب تصمیم بگیرید ، اگرجوابی ندادید فردا روز جمعه برای شما خیلی دیره “
مصطفی محمدی مزور : “نه این که خانواده پشت خانواده میارم ، نه این که خانواده ازایران ، از اروپا میارم ، خبرنگاران هم میارم ، بسه دیگه این قدر زیر دامن این آمریکاییها شیر داری میمکی، میکشمت بیرون از زیر دامن امریکاییها، ماخانواده ها،  البته این جا یک خواهر بسیجی داریم ها،  اون روکردیم رهبر خودمون ، این خواهر بسیجی ما دنبال توهستیم ، بسیجی بی ترمز“.
ثریا بسیجی : “تک تکتون را جلو همین اشرف به دارمیکشم، اشرف رابخاک و خون میکشیم. من خودم بالشخصه حاضرم ازهزینه خودم هر مبلغی ۵میلیون ، برای هر نفر ۱۰میلیون ، ۲۰ میلیون من حاضرم ، هرمبلغی که شما نیاز دارید به شما بدم درمقابل به من اسیران را تحویل بدهید. بهوش باشید این اقدامات ما به همین زودی بصورت حمله شروع خواهد شد.چون یواش یواش صبر ما طاق شده ، هم ، اسیرامون خسته شدن هم ما، اگربیشتر ازاین طول بکشه،  اگر بیشتر ازاین طول بکشه،  حمله را شروع میکنیم .پس تصمیم را سریعتر بگیرید و تا زمانی که خواسته ما برآورده نشه این صدا ها شدید تر ، شدیدتر وشدیدتر خواهد شد. من دیروز گفتم نه تنها انگلیس ، مصر ، آلمان ، امریکا ، اعوذ بالله خدا هم درمقابل خواسته ما نمیتونه کاری بکند. بشنو ، بشو ، فردا ۸ بلندگوی دیگر گفتم برای من بیاورند، گفتم ۱۰۰۰ نفر ازایران برای من وابستگان اسیرانی که اینجا هستند بفرستند.اشرف را بخاک و خون میکشیم ، ۱۰۰۰ نفر در راهند .
ولکن ولکن، ای اشرفیان بی حیا بشنوید و بترسید. ازاین ۱۸ نفر که درصف اول مصطفی محمدی است و مصطفی محمدی فیلمبرداری کرده و نامه های کتبی از سران بالا برای مجازات اسیران داره . الله اکبر گویان به طرف دربیایید. ذهن شما را شتشوی مغزی کرده اند. اشرف با ورود ما به پایان رسیده و نام اشرف ، نام مجاهدین خلق ، مرگ بر مجاهد ، ازتاریخ امروز قلم قرمز خورده ، تاریخ مجاهدین خلق تمام شده . ای اشرفیان ، ننگتان باد ، ننگتان باد ، ننگتان باد ، پرونده چرکینی دارید . مرگ بر شما مرگ برفکر ننگین شما اکنون قطعنامه  دیگری
صادر میکنیم ، ما آزادی تمامی اسیران را از این سیاهچال را خواستاریم  ما اکنون آزادی تک تک اسیران را ازاین سیاهچال خواستاریم  ننگتان باد .“
لجن پراکنی های مصطفی محمدی و ثریا عبداللهی که فرزند او هم از مجاهدین اشرفی است ، بخوبی نشان میدهد که در آنها هیچ عنصری از عواطف پدری ومادری وحتی انسانی باقی نمانده است ، براستی که آنها از دست آموزان محمد گیلانی و آخوند جنتی و …. هستند که  به خاطر مزدوری برای نظام ولایت فقیه و پول حاضر هستند که فرزندان خودشان را هم قربانی نمایند

همکاری با کارگردان  وزارت اطلاعات برای ساختن فیلم
پس ازمدتی ، وزارت اطلاعات به او ماموریت میدهد ، برای ساختن یک فیلم علیه مجاهدین با یک کارگردان وزارت اطلاعات، همکاری نماید .این کارگردان “مرتضی پیاده شناس“ نام دارد. او قبلا هم فیلمهایی علیه مجاهدین تولید کرده بود .
مرتضی پیاده شناس با همکاری مصطفی محمدی فیلم پرهزینه و گرانقیمت ولی سراسر دروغ و فریب به نام “فیلم ناتمام برای دخترم سمیه “را تولید کرد. داستان این فیلم تماما بر دروغهای مصطفی محمدی و چند مامور وزارت اطلاعات آخوندی تهیه شده  است . مصطفی محمدی شخصیت اول این فیلم میباشد، تمامی آرشیو خانوادگی مصطفی محمدی دراختیار کارگردان مزدور وزارت اطلاعات قرارگرفته اس. بخشهایی از فیلم های آرشیو خانوادگی مصطفی محمدی وهم چنین فیلمهایی که او دراشرف گرفته بود درفیلم تهیه شده مورد استفاده کارگردان قرارگرفته است .دراین فیلم کارگران مصاحبه های سراسر دروغی دیگری را هم  از برخی ماموران وزارت اطلاعات مانند ، محمد حسن سبحانی ، بتول سلطانی و نسرین ابراهیمی را نیز جای داده است

کارگردان وزارت اطلاعات در مصاحبه ای با روزنامه ایران در تاریخ ۱۰ بهمن ۹۲ درمورد نحوه آشنایی با مصطفی محمدی مینویسد:“ «در سال ۸۷ قرار شد که فیلمی درباره سازمان مجاهدین خلق کار کنم که نتیجه آن فیلمی شد به نام «ملاقات پشت دیوار اشرف». در جریان ساخت این فیلم با خانواده مصطفی محمدی آشنا شدم و ارتباطم را با آنها از طریق تلفن و ایمیل ادامه دادم. کمی بعد در یکی از کشورهای خارجی با آنها قرار ملاقات گذاشتم و پیشنهاد دادم که فیلمی درباره زندگی شان بسازم و خانوادگی اعضای خانواده مصطفی محمدی را نگاه کردم تا به فضای ذهنی او رسیدم.»
براساس همین گزارش :“در پایان این مراسم “مرکز سینما فیلم“ و “موسسه راهبردی دیده بان“ با اهدای لوح و هدایایی از تهیه کننده، کارگردان، مدیرتولید و تصویربردار فیلم مستند “ناتمامی برای دخترم سمیه” تجلیل به عمل آورد

موسسه راهبردی دیدبان ، وابسته به وزارت اطلاعات می باشد .
فیلمساز وزارت اطلاعات برای مصطفی محمدی سنگ تمام گذاشته و در “جام جم سینما“ در تاریخ پنجشنه ۲ مرداد ۹۳ میگوید: “فکر می کنم که مهمترین کسی که باید قدردانی شود،«مصطفی محمدی» و خانواده اش است که شجاعت داشتند تا در چنین ابعادی اعتراف کنند.“
لازم به یاد آوری است که :این به اصطلاح  فیلم درسال ۲۶ خرداد۹۳، بصورت بسیار عجولانه یک روز قبل از برگزاری بزرگترین گردهمایی سالانه مقاومت ایران درویلپنت پاریس از سه شبکه  رژیم پخش گردیده است
ماموریت مصطفی محمدی در اور سور اواز فرانسه 
اکنون در دوران بن بست و شکست های رژیم آخوندی ، وزارت اطلاعات ماموریت جدیدی را به مصطفی محمدی در پاریس محول کرده است .او درتاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۵ برطبق یک طرح و برنامه  مشخص وزارت اطلاعات، به همراه دخترش حوریه و یک مرد سیاهپوست که مدعیست وکیلش میباشد به  اور آمده بود.
دختر او به نام حوریه دوربینی را به منظور شناسایی و فیلمبرداری ازمنطقه اور وساکنان آن  به دستش بسته بود . تادرطرحهای تروریستی وزارت اطلاعات درآینده مورد استفاده قرار بگیرد. ولی پس ازافشاگری مجاهدین درمورد مزدوری مصطفی محمدی و ارائه اسناد ومدارک مزدوری این خانواده ، پلیس تمامی فیلمهایی آنها را ضبط کرد وطرحشان با شکست مواجه شد

روزنامه پاری مارچ فرانسه : “خیلی سخت است که تصور کنیم که داستان او(مصطفی محمدی) توسط واواک، وزارت اطلاعات ایران «تنظیم» نشده است“
داستان مزدوری مصطفی محمدی و وابستگی او به وزارت اطلاعات رژیم آخوندی آنچنان عیان است که  حتی از چشم نویسنده مقاله پاری مارج فرانسه که فقط یک بار او را دیده است ، نیز مخفی نمانده است .
روزنامه پاری مارج فرانسه طی مقاله ای به قلم  “فرانسوادلبار“ درتاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۵ مینویسد ::“ چند روز مانده به گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین خلق ایران که شنبه در ویلپنت برگزار میشود، یک شهروند ایرانی که از پاریس عبور میکرد درخواست کرد که با ما ملاقات کند. مصطفی محمدی یک عضو سابق سازمان….. این تواب که در کانادا در تبعید است، برایمان در حالی که اشک در چشم دارد توصیح میدهد که دخترش بیش از بیست سال است که محبوس است. ….. اما در حالی که مصطفی محمدی به ما میگوید که از کانادا می آید، ساعتش به وقت تهران است. وی جواب میدهد «این وقت قلب من است.»خیلی سخت است که تصور کنیم که داستان او توسط واواک، وزارت اطلاعات ایران «تنظیم» نشده است
دوستان فیس بوکی او نیز همه ماموران وزارت اطلاعات وانجمن نجات میباشند

از دولت کانادا میخواهیم که براساس قانونی که اخیرا درکا نادا تصویب شده است ، خانواده مصطفی محمدی را اولا به دلیل مزدوریشان وثانیا به دلیل این که به ایران میروند از خاک کانادا اخراج نموده و او را به نزد اربابانشان آخوندهای جنایتکار بفرستند.
هم چنین از کشورهای اروپایی میخواهیم که ضمن دستگیری این عامل آخوندها براساس مصوبه سال ۱۹۹۷ اتحادیه اروپا از ورود او به کشورهای اروپایی جلوگیری کنند و او را به ایران برگردانند) منبع سایت پژواک ایران زمین.(
يك ادعا  لو رفته و پوچ، لق لق زبان مزدوران رژيم:
رژيم پيزوري آخوندي كه همه تلاشهايش در رابطه با مجاهدين به بن بست رسيده، سالهاي سال است كه بريدگان از  اشرف و ليبرتي را  از كادر هاي بالا و رهبري كننده! قلمداد  كرده و مي كند كه هدفش دلداري دادن به نيرو هاي وا رفته و عليلش هست. 
اما جهت ثبت در دل تاريخ از آن جا كه انتخاب مبارزه نمي تواند ارثي و اجباري  باشد و اين انتخاب در رابطه با مجاهدين  با ماكزيمم دموكراسي انجام مي شود و هيج اجباري در رابطه با ادامه مبارزه نيست، بار ها و بارها رهبري مجاهدين در  شرايط مختلف راه باز براي هر كسي  كه توان و كشش مبارزه را ندارد را تأ كيد كرده اند كه، با همكاري مجاهدين ودادن پول و 
امكانات دنبال زندگيشان بروند، در اين رابطه همه مزدوران نامه ها و پولهايي كه گرفته اند را با خط خود نوشته اند، موجود است، آنچه  در همه نامه هاي اعلام بريد گي مزدوران گويا ست مطرح كردن نداشتن توان مبارزه است. 
 در تاريخ چه بسا خانواده هاي پيامبران خيانتكار بودند. پسر نوح روبروي آرمان پدرش ايستاد، پدر ابراهيم خيانت كرد، يهودا  مسيح را لو داد و... شايد هزاران فاكت ديگر، اين را براي اين گفتم كه مسئله كادر بالا و يا قوم و خويش بودن  در سازمان مجاهدين اصلاً مسئله اي نبوده و نيست ،به قول معروف- ازفضل پدر تو را چه حاصل- ، هر فردي در رابطه با خدا و خلقش مبارزه ميكند و بس.

اثبات مزدوري تا فرق سر:
حالا قضاوت كنيد، همه اين بريدگان، قديمي و جديد را نگاه كنيد، آيا  دو خط از رژيم بد گفته و يا نوشته اند.  ابدً نمي توانيد پيدا كنيد، همين كه مزدوري در بار انداز رژيم پهلو مي گيرد مهر باطل شد بر پيشانيش مي خورد و گذشته را فراموش مي كند و يك دل نه ،بلكه صد دل عاشق رژيم آزاد!  انديش مي شود و يكشبه  مجاهدين بد تر از كافر مي شوند! 
بلي اين تضادفي نيست. اين محك خوردن ارزشهاي انساني است، كه يكي مثل مجاهدين در ميدان عمل بارز مي كند فدا مي كند ولي برعكس مزدوران بر خلاف واقعيت حركت كرده و در منجلاب  فساد  و تباهي شيرجه مي زنند.
 براي همين، همه مزدوران داخلي و خارج كشوري رژيم، جديد يا قديم، دستشان در خون شهدا ست، بر خلاف واقعيتها در وغ گفتند، لجن پراكني كردند، مطلب  ريا كارانه و دروغ نوشتند، خوشحالي و پايكويي از شهيد شدن مجاهدين كردند، ولي هر چه بيشتر در اميال حيوانيشان قرو رفتند و...

فرازي ازگذشت بي منتها:
بدون شك سفارشات اكيد برادر مسعود بود, كه اين مزدوران را برخلاف همه جنبشهاي انقلابي و ميهني كه خائنين را به سزاي خيانت و جناباتشان ميرساندند, مجاهدين بهرغم بيش از 120هزار شهيد, حتي يك مورد به مجازات مزدوران در خارج از خاك ايران مبادرت نكردهاند. همه را رها كردند تا دنبال زندگي خودشان بروند. بنا به نوشته هاي خودشان هيجگاه اهانت و اذيت و آزاري در كار نبوده است. اين از افتخارات مقاومتي غرقه در خون است كه از رهبري پاكبازش «مسعود» سرچشمه گرفته و از يك چنين ظرفيت تاريخي كمنظيري برخوردار است.
مسعود مانع مجازات بر حق مزدوري بهنام اصغر حسن, تروريست وزارت اطلاعات گرديد كه اعتراف كرده بود, در جريان ترور مجاهد خلق زهرا رجبي و علي مرادي در استانبول در سال74 جزء تيم ترور بوده و علاوه بر اين براي ترور مسئول كميسيون شورا بههمراه تيم به آلمان نيز اعزام شده است. اصغر حسن در نشريه مجاهد380 افشا و متعاقباً به دنبال زندگيش فرستاده شد.
بايد خاطر نشان كرد, كه ايادي نفوذي وزارت اطلاعات تاكنون 17مجاهد خلق را در خاك عراق بهشهادت رساندند و مأموراني از قبيل شاهمراد زارعي كه مأموربت تحويل نفرات به اطلاعات رژيم را داشت, هر يك باعث اعدام دهها مجاهد ديگر شدهاند كه در نشريه (380 )مفصل با اسناد و مدارك و اعترافات به اطلاع عموم رسيده است.
بدون اغراق در ايدئولوژي انقلابي مجاهدين به شأن و مقام انساني تاكيد فراواني شده است. تا جايي كه مسعود مي خروشد: «هركس بخواهد آزاديهاي انساني, انقلابي و اسلامي را محدود كند نه اسلام را شناخته, نه انسان را و نه انقلاب را. آزادي ضرورت دوام انسان در مقام انساني است. والا با حيوانات كه فرقي ندارد, والا مسئوليت و وظيفهيي ندارد, والا دنياي انساني به جهان حيواني تنزل خواهد كرد. بنابراين تاوانش را خواهيم پرداخت… هركه در اين بزم مقربتر است, جام بلا بيشترش ميدهند»
علي (ع ) ميفرمايد:
«… آن كس كه به اميد راهحل مسا لمتجويانه, به اميد رفتار انساني دشمن… يا بهخاطر وابستگي خويش بهلذتهاي زود گذر… از مشكلات نبرد حقطلبانه ميگريزد… بهطور طبيعي بههمين مشكلات مبتلا ميگردد. خداوند لباس ذلت و خواري بر او ميپوشاند… بيهمتي, بيغيرتي و بيتفاوتي نسبت بهواقعيتهاي تلخ جامعه… تا ياوهگويي و توجيهكاري كه آخرين مرحله مسخ اوست… با ضايع كردن, جهاد حق در نظر او قلب ماهيت ميدهد… و تنها كساني كه در تغيير نظام ظا لمانه حاكم بر اجتماع فعالانه شركت جستهاند… قادر بهكسب نقطهنظرهاي درست خواهند بود…»
حا لا آنان كه ريگي در كفش ندارند به اين سؤال پاسخ دهند كه چگونه مجاهدين چنين ريسكي را ميكنند و بريدگان را بهدنبال زندگيشان ميفرستند. با اين كه احتمال خيانت آنها وجود دارد؟! 
اين همان طاق بالابلند ايدئولوژي مسعود است, كه انسان را موجودي آزاد و رها ميبيند و ميتواند سرنوشت خود را انتخاب كند..
حرف  آخر:
 در يك كلام دو ايدئولوژي در مقابل هم صف آرايي كردند كه كاملاً با هم متضاد هستند. ايدئولوژي مرگ و نيستي، كينه ورزي، شقاوت و  قصاص آخوندي از  يك طرف و ايدئولوژي مجاهدين كه انسان را موجودي آزاد و مختار در انتخاب  راه و روش زندگيش مي كند، ايدئولوژي رحمت و بخشندگي، صلح طلب، منافع جمع را ديدن، ارزش گذاري نه بر مبناي كالا،زن و مرد را يكسان ديدن و...
 مجاهدين در مناسبات و تشكيلات هيج موقع لحظه يي  به اجبار كسي را رادرون مناسبات نگه نداشته ، اتفاقاً پويايي و انقلابي بودن سازمان، با هزاران با تاكيد رهبري بر انتخاب آزادانه راه را براي كسانيكه
 يا راي مبارزه نيستند باز گذاشته و در اين راستا تلاش هم كرده كه نگذارد به طرف رژيم آخوند ي برود و آلوده شود. و كمك مالي هم كرده است. همه بريدگان كه ادعا مي كنند كادر بالا! بوده اند كه دروغ محض بوده آزادانه رفته اند و  خودشان نوشته اند كه كشش مبارزه نداشته اند، مدارك آن هم هست
رژيم مي خواهد دستگاه مزدوري را  راه انداري كند و آرزو دارد كه كه مجاهدين  از مبارزه دور شوند. ميليونها دلار خرج ميكند هزار توطئه و ترفند به كار  مي برد تا يك مجاهد را  از مبارزه دور كند. ترفند خانواده را پيش مي كشد ولي خود رژيم ضد خانواده است، و هزاران خانواده را نابود و پاشانده است. از انسانيت ، رحم و مروت مي گويد، ولي خونخوار ترين است، حالا اين رژيم را  ببينيد كه چگونه لابي هايي را با پول و تطميع جور مي كند از كوبلر گرفته تا مالكي، موفق ربيعي و هزاران مزدور  را به خدمت مي گيرد. بدون مزدور و مزدور پروري كار و چرخ رژيم نمي چرخد.
 هزار ان مزدور درب اشرف  مي آورد با پوش خانواده مي خواهد و ارزو مي كند يك نفر را  به طرف خودش بياورد، چرا؟
 به خاطر ترس و وحشت از  مجاهدين به عنوان تنها آلترناتيو و نيرويي كه عزم سرنگونيش را كرده است.  مشكل رژيم پاشاندن مجاهدين است و بس. اعدام و  سركوب  در رابطه با مجاهدين براي رژيم كارايي نداشته مشخص است، چون استوار تر ايستادند و  مي ايستند. رژيم به هزاران ترفند ديگر متوسل مي شود.
 بلي،  رودررويي اين دو، مجاهدين ورژيم با تمام قوا ادامه دارد،  ولي بنا به سنت تكامل نيرو هاي ميرا و سركويكر  سقوط مي كنند، بلي مزدوري و مزدور پروري  ناشي از حكومت انگل وار رژيم است. انقلاب ايدئولوژي سازمان بدون اغراق اثباتگر  عزم راسخ مجاهدين در پيشبرد مبارزه  عليه همه  جنايات آخونديست بدون شك  رژيم مزدور و ضد بشري آخوندي با عزم و رزم مجاهدين سرنگون مي شود. بلي. تا رژيم آخوندي هست، كينه، شقاوت، مزدور پروري ، دغلكاري ، دروغ و تزوير، جنايت و خيانت هست، در صورتي ،ايد ئولوژي مجاهدين تبلور ايراني آزاد و آباد، ضد خشونت، برابري، ايران بدون اعدام و... است.

محمود نيشابوري