
ستاره ی سٌرخ آذر
چو خورشید که می کند طلوع
از درون شب صبح زخاور
درخشنده تابان و گرم و پر شکوه
طلوع کن؛ طلوع کن؛
ای ستاره ی سٌرخ آذر
گرم و سوزان و پر شرر
ای شراره ی نور انقلاب
پرشرر در آسمان میهنم بتاب؛
بتاب؛ بتاب؛ بتاب
تو شرار سٌرخ خشم میهنی
گویا ترین؛ پویا ترین؛ پیام خلق ایران
تو پیام صبح روشنی
ای سرای دانش و شعور
سنگر آزادی و رزم و غرور
برخیز و بشکن؛ بسوزان
ظلمت تیره شب را به نور